bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

اشکهایی به سوی کجا؟

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷

 ابد و یک روز

سمیه قرار است با نظیر که فردی خارجی است ازدواج کند و از کشوری که در آن زندگی می‌­کند، برود. اما این ازدواج یک وصلت پرشور و عاشقانه نیست، بلکه در ازای پولی است که برادر بزرگترِ سمیه، مرتضی، از داماد گرفته است. گویی او با پنهان کردن ماجرای پول، بیش از آن که قصد سر و سامان دادن به این خانواده­‌ی فلک­زده را داشته باشد، هدفش تشکیل زندگی جدید خودش است. در این میان محسن، پسر دیگر خانواده، که توسط مرتضی برای ترک اعتیاد به کمپ فرستاده شده است، از کمپ فرار می­کند تا به گفته­‌ی خودش مانع ازدواج ناخواسته­‌ی سمیه شود (البته چندان مهم نیست که با وجود پنهان‌کاریِ مرتضی، چطور محسن از داخل کمپ از این جریان باخبر شده است). در این میان سه خواهرِ بی­کنش هم وجود دارند که گویی در این خانواده بزرگ نشده‌­اند و به جز میانجی‌گری در درگیری‌ها که آن هم از سطح کلام فراتر نمی­رود، کنش دیگری ندارند. گویی این سه خواهر ارواحی هستند که حتی نمی­توانند به کسی دست بزنند. این سه خواهر آنقدر منفعل­اند که حتی اگر عروس این خانواده بودند باز هم ضعفی بزرگ در کاراکترپردازی به حساب می­آمدند چه برسد به حالا که با تمام افرادی که در این تشنج‌ها حضور دارند، نسبت خونی دارند. به بیان دیگر اگر هر سه خواهر مرده بودند و فیلم آنها را ارواح سرگردان خانه معرفی می­‌کرد که گاهی به شکلی ذهنی پدیدار می­‌شوند، با این نقشی که در فیلم دارند به راحتی از سوی بیننده پذیرفته می‌­شد. البته نوید و مادر پیر هم هستند که با توجه به سن و پایین بودنِ توان بدنیشان به خوبی کاراکترپردازی شده‌­اند و در حد خود کنشگرانی خوب به حساب می‌­آیند به خصوص نوید که فرزند کوچک خانواده است و هوشمندانه همه چیز را زیر نظر دارد.

با توجه به محوریت داستانیِ ازدواج سمیه و با توجه به این نکته که فیلم با او آغاز می‌­شود و با او نیز پایان می‌­یابد می‌­توان گفت که داستان، داستان سمیه است. اما از طرفی دیگر هم به لحاظ کاراکترپردازی هم از نظر کنشگری و هم از جنبه ی توانایی در بازیگری، مقدار بار حسی و داستانی‌­ای که سمیه به تماشاگر منتقل می­‌کند، برای نقش اولِ یک فیلم پایین‌تر از حدی است که شکل‌­یافته و منسجم به نظر بیاید. چنانچه در برخی صحنه‌­ها به نظر می­رسد که دیگر سمیه نقش اول نیست و این محسن، مرتضی، یا نوید هستند که بار او را به دوش می­‌کشند.

ابد و یک  روز

اما ابد و یک روز در چه چیزهایی موفق نیست؟ فیلم فاقد افتتاحیه است. البته لزومی ندارد که همه‌ی فیلمها افتتاحیه داشته باشند. اما آن دسته از فیلم‌هایی که طبق قوانینِ تثبیت شده کار نمی‌­کنند، در صورتی خوب هستند که به چیزی فراتر از آن قوانین دست یابند نه فروتر. همچنین فیلم دارای پایان‌بندی خوبی هم نیست گرچه نمای پایانیِ فیلم حس خوبی از پایان انتقال می‌­دهد و دست کم از نمای خنثی و منفعل آغازینِ فیلم بسیار بهتر است. به جز ضعف در کاراکترپردازی، فیلمنامه‌­ی  ابد و یک روز ضعف دیگری هم دارد. آن هم پراکنده بودن رویدادهای فیلم است. رویدادهایی که گویی هر کدام صحنه‌­ای جدا­افتاده از فیلم هستند. صحنه­‌هایی جدا­افتاده که البته به یاریِ بازی، دیالگ‌ها و موقعیت‌های گیرا، بیننده را در خود جذب می­‌کنند. و کاری می­‌کنند که بارها و بارها بتوان آنها را تماشا کرد. ضعف دیگری که بیشتر به کارگردانیِ فیلم مرتبط است، گنگ بودن جغرافیای خانه است. تا حدی که در صحنه‌­ی رقص، فکر می‌­کنیم که محسن در اتاق خودش – که در طبقه‌­ی بالا قرار دارد – در حال همراهی با بقیه است، اما هنگامی که نگاه همه­‌ی افراد خانواده به او می‌­افتد و به او اشاره می­‌کنند که به جمعشان بپیوندد، می‌­فهمیم که او در جایی رو به روی آنها قرار دارد. جایی که هرگز به ما معرفی نشده و موقعیت آن را درک نمی­‌کنیم.

اما فیلم در چه چیزهایی موفق است؟ فیلم موفق می­‌شود در صحنه­‌هایی اشک تماشاچی را درآورَد. و به نظر می­رسد از این دیدگاه به هدفش می­رسد. این لحظاتِ اشک‌­آور و متاثر­کننده به خوبی در فیلم شکل می­‌گیرند. اوج اینجور صحنه‌­ها نیز جایی است که مامورها محسن را دستگیر می­‌کنند و او در نهایتِ عجز از برادر کوچکش التماس می­‌کند تا او را ببخشد. در این صحنه همه چیز خوب شکل می­‌گیرد؛ هم درام؛ هم پیچشِ جایگاهِ محسن و نوید که در کمتر از چند دقیقه بزرگتر­بودنشان جا به جا می­‌شود و نوید را در این صحنه از پسری کوچک به بزرگترین فرد خانواده تبدیل می­‌کند؛ هم حرکت و نگاهِ نوید و محسن هنگام گذشتن از درِ خانه‌­شان که صحنه را به اوج حسی خود می‌­رساند.  ابد و یک روز همچنین موفق می­‌شود در صحنه­‌هایی بیننده را بخندانَد، اما مشخص نیست که این صحنه‌­ها قصد خنداندن داشته‌­اند یا گریاندن. قصد فیلم  ابد و یک روز چنان که به نظر می‌­رسد، بیش از هر چیز به روی پرده آوردنِ منجلابی فلاکت­بار است که سالهای سال دور از پرده­‌ی سینمای ایران در جنوب شهر می­‌گندید. و البته هنوز هم در حال گندیدن است. و این فیلم نیز نمی­‌تواند جلوی گندیدنش را بگیرد. این فیلم تا حدودی موفق است و تا حدودی نه. موفق است چون هیچ نمونه­‌ی دیگری در ساله‌ای اخیر این فلاکت را تصویر نکرده است. و موفق نیست به این دلیل که فاجعه را بیش از آن که فاجعه‌­بار نشان دهد سرگرم کننده تصویر می­‌کند.

ابد و یک روز

نقطه­‌ی اوج فاجعه جایی است که در اوج یک صحنه­‌ی پر تنش، دوست امیر اقرار می­‌کند که صورت امیر، پسر شهناز در دعوا آسیب ندیده است. بلکه خودش روی صورتش خط انداخته است تا نشانی لات مآبانه پیدا کند. این مورد که البته در فیلم تاملی بر آن نمی‌­شود و بلافاصله با برش به صحنه‌­ی بعد فراموش می­‌شود، تکان‌­دهنده­‌ترین نقطه­‌ی فیلم است. جامعه­‌ای که پسران آن به خط روی صورت می­‌بالند. موقعیتی واقعی که می­‌توان سالهای سال بر آن گریست و سکوت کرد. در واقع اگر  ابد و یک روز به جای تاکید بر لحظه‌­های دراماتیک کاذبی که اشک بیننده را در می­آورَد و پس از چندی از یاد می­‌رود، بر این وضعیت‌های فاجعه­‌بار تاکید می‌­نمود، بیشتر به هدفش می‌­رسید. و مطمئنا در این صورت هیچ کس در سالن سینما نمی­‌خندید.

حال که تصویر فلاکت در این فیلم به جای تکان دادن مردم، گاهی آنها را در سینما به خنده می‌­اندازد، باید پرسید که آیا این لحظات خنده دار لحظاتی هستند که فیلمساز آگاهانه آنها را در فیلم قرار داده تا صرفا فیلمش را بیاراید و تماشاگر بیشتری جذب کند؟ یا حتی می‌­توان پرسشی بنیادین‌تر پرسید. آیا هنرمند – البته اگر فیلمساز هنرمند به حساب بیاید – موظف است به این نکته فکر کند که اثرش چه تاثیری در جامعه ایجاد می­‌کند؟ پاسخ مثبت است. هنرمند یا فیلمسازی که همواره با اندیشه و فرهنگ مردم سر و کار دارد اگر به تاثیر اثرش نیندیشد، صرفا یک تاجر است که کالایی را به رندانه‌­ترین شکل ممکن، طبق تقاضای عموم تولید کرده و آن را طوری می‌­آراید که همواره تعداد بیشتری مشتری جذب کند. حال باید دید فیلم  ابد و یک روز برای یک جوانِ جنوب شهری که در فضایی شبیه به فضای فیلم زیست کرده است، فیلمی است بازدارنده که او را از منجلاب‌های اینچنینی بیرون می‌­کشد؛ یا این که نتیجه‌­ای عکس دارد و نوجوانانی شبیه نوید را به ماندن در این منجلاب و دامن زدن به آن بیشتر ترغیب می­‌کند.

نظرها