bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

فیلمِ خوب چه فیلمی است؟

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷

-  خیلی خوب بود... من که خیلی حال کردم...

-  مزخرف بود... چیش خوب بود؟

تمام کسانی که به سینما می‌­روند تا به همراه خانواده یا دوستانشان فیلمی ببینند، بارها و بارها این دیالگ‌ها را شنیده‌اند. و بارها و بارها حس کرده­‌اند که در برابر این پرسش نمی ‌توانند پاسخ مناسبی ارائه دهند؛ یا پاسخی که دریافت می ­کنند به نظرشان قانع ­کننده نمی‌­رسد. اما به راستی فیلم خوب چه فیلمی است؟ هنگامی که فلان فیلم به عنوان بهترین فیلم در فلان جشنواره انتخاب می‌­شود به چه معناست؟ چه چیزِ آن فیلم خوب بوده است یا بهتر از باقی فیلم‌ها بوده است؟

پاسخ این سوال قطعاً در فیلمبرداری، تدوین، فیلمنامه و دیگر مراحل فیلمسازی نیست. که اگر بود دیگر معنی نداشت که به طور مثال یک جایزه برای تدوین یا فیلمنامه در نظر گرفته شود و یک جایزه‌­ی جداگانه برای بهترین فیلم. حتی هنگامی که با دوستانمان حیرت‌­زده، یا ملول از تماشای یک فیلم از سالن سینما بیرون می­آییم برای خوب یا بد بودنِ فیلمی که دیده‌­ایم نمی‌­توانیم با استناد به فیلمبرداریِ خوب یا فیلم‌نامه‌­ی بد، فیلمی را خوب یا بد بدانیم؛ چرا که نه فیلمبرداریِ خوب به معنای خوب بودن یک فیلم است و نه فیلمنامه‌ی بد به معنای به معنای بد بودن آن (البته باید اضافه کنم که من با نظر بابابزرگ‌های سینما که معتقدند از یک فیلمنامه‌­ی بد نمی­‌توان فیلم خوب ساخت صد در صد مخالفم).

اما پیش از آن که پرده از راز بهترین فیلم بردارم باید به نکته­ای اشاره کنم. تاثیرگذاری سیاست، ایدئولوژی و سرمایه. اینها عواملی هستند که در بیشتر جشنواره­‌های مهم دنیا انتخاب‌ها را تا حد زیادی تعیین می‌­کنند. قضیه بسیار ساده است. از طرفی سینما صنعتی است که به شدت به سرمایه نیاز دارد و از طرف دیگر به شدت تاثیرگذار است. پس طبیعی است که صاحبان سرمایه، ایدئولوژی و سیاستمداران هرگز دست از سر آن برندارند و آن را به شکلی نامحسوس کنترل کنند. مقداری از این کنترل شامل گزینش فیلم‌ها و برگزیدن آنها در جشنواره‌ها نیز می‌­شود. حال اگر این نکته و تاثیرگذاری این سه عامل را نادیده بگیریم و بتوانیم روی جنبه‌­ی هنر بودن سینما – و نه صنعت بودن آن – تکیه کنیم، می‌­توانیم پرده از راز بهترین فیلم برداریم

انسجام؛این کلمه راز بزرگ تمام آثار هنری‌­ای است که در تاریخ هنر برجسته شده­‌اند. فیلمها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. البته شاید برخی تاثیرگذاری را ملاک خوب یا بد بودن یک فیلم بدانند. اما این ملاک ما را به بیراهه خواهد برد؛ چرا که اثرگذاری، معیاری نسبی است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. و حتی با تفاوت حال روانی یک فرد نیز به سادگی تغییر می­کند. و سرانجام تبدیل به چیزی غیر قابل گفتگو و استناد می­گردد. اما انسجام و هارمونی، مفاهیمی هستند که می‌­توان درباره‌­شان گفتگو کرد، بود و نبودشان در یک اثر را سنجید، و ساعتها درباره­‌ی آن بحث کرد. البته شاید تشخیص هارمونی میان اجزای گوناگون یک فیلم، مفهومی باشد که نیاز به کمی آموزش داشته باشد، اما درک انسجام چندان پیچیده نیست. و من معتقدم هر انسانی – فارغ از آنکه بتواند آن را توضیح بدهد یا نه – می‌­تواند آن را درک کند

پس ما از این به بعد می‌­توانیم برای تشخیص خوب یا بد بودن یک فیلم، پاسخ مناسبی داشته باشیم. یا پاسخ طرف مقابلمان را به چالش بکشیم. و تا وقتی که تاریخ‌­مصرفِ انسجام در تاریخِ هنر تمام نشده است، تمام فیلم‌هایی که می‌­بینیم را حتی به عنوان بیننده­ای غیر متخصص بسنجیم. کافی است پس از اتمام فیلم حس کنیم که با یک کلیت یک‌پارچه رو به رو بوده­‌ایم و نه چیزی تکه پاره و چند دست. حقیقت این است که قوانین را ما تعیین نمی­‌کنی، بلکه خود فیلم تعیین می­‌کند. ما فقط کافی است شش دانگِ حواسمان به قوانین و دنیایی باشد که خود فیلم برای ما می‌­سازد و به محض این که چیزی در فیلم، قوانینِ تثبیت شده­‌ی خودش را نقض کرد، مچش را بگیریم و بگوییم:

-  مزخرف بود... خیلی بد بود

-  چرا؟ من که خیلی حال کردم... چیش بد بود؟

منسجم نبود... آشفته بود... چند دست بود... یه فیلم بد بود

نظرها