bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

روزهای نارنجی، روزهای سرخ!

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷

اضطراب اولین مفهوم در اولین قاب فیلم روزهای نارنجی است. قابی که روی دست های آبان بسته شده و از فشاردادن انگشت ها به هم حس دلهره را منتقل می کند. اما فیلم اصلا دلهره آور نیست. ریتم آرامی هم دارد. آنقدر آرام که گاهی تماشاگر می خواهد به جای بازیگرها عصبانی شود یا داد بکشد. بازیگرانی که دو نقش اصلی آن علی مصفا (مجید) و هدیه تهرانی (آبان) به عنوان زن و شوهری ساکن شمال ایران هستند و روزهای نارنجی برشی ۱۰ روزه از زندگی آن ها را پیرامون هدفی که باید برای آبان محقق شود روایت می کند.

البته این روایت از فیلمنامه ضعیفی برخوردار است. فیلمنامه ای که جمیله دارالشفایی و آرش لاهوتی هر دو آن را به نگارش درآورده و آرش لاهوتی به عنوان یک کارگردان فیلم اولی آن را ساخته است. ضعف فیلمنامه بخاطر وارد کردن عناصری است که بلاتکلیف باقی می مانند و حواس بیننده را از مسیر اصلی داستان پرت می کنند. گره هایی در طول داستان وارد می شود که شخصیت اصلی پیگیر آن نمی شود و در نهایت نمی فهمیم چرا برای پیدا کردن دزد انبار کاری انجام نمی شود یا چرا آبان از کاراکتر معتاد قصه حمایت می کند و چندین و چند چرای دیگر.

ضعف دیگری که هم در کارگردانی و هم در فیلمنامه نویسی «روزهای نارنجی» وجود دارد این است که با وجود بازی گرفتن از بازیگران بزرگی از جمله هدیه تهرانی و علی مصفا، بخاطر خوب ادا نشدن لهجه، دیالوگ های گاها کلیشه ای و همچنین شخصیت پردازی نه چندان درست برای این دو کاراکتر تماشاگر در حین فیلم از خود می پرسد چرا این دو بازیگر حاضر به ایفای نقش در چنین فیلمی شدند؟

مسئله دیگر اما جهان ذهنی کارگردان است که با وجود اینکه بارها و بارها در نشست خبری فیلم روزهای نارنجی تاکید داشت که فیلمش فمنیستی نیست و مسئله به تصویر کشیده شده نه زنانه است و نه مردانه، اما نتوانست این جهان ذهنی را موفقیت آمیز به تصویر کشد. وقتی زن و شوهری را در فیلم می بینیم که زن شبانه روزش را پای تحویل بار پرتقال یک باغ بزرگ گذاشته است اما مرد در هیچ کاری به او کمک نمی کند، وقتی تمام کارگران باغ زن هستند، وقتی مجید شوهر آبان آنقدر بی مسئولیت نشان داده می شود که حتی زمانی که حقوق کارگرها عقب افتاده او به فکر هزینه ماهی های آکواریوم اش است و نشانه های بسیار دیگری که زن را قوی و مدیر امور نشان دهد و مرد را بی دست و پا، این نشان می دهد که اغراق صورت گرفته و کارگردان در به تصویر کشیدن صرف روابط انسانی موفق نبوده است.

از ویژگی های دیگر «روزهای نارنجی» این است که با دوربین روی دست فیلمبرداری شده و در به تصویر کشیدن قاب های زیبا از طبیعت شمال ایران و باغ های پرتقال موفق عمل کرده است. همچنین موسیقی کریستف رضاعی بر این فیلم نشسته است که شور خاصی به لحظه های دراماتیک آن اضافه می کند و علاوه بر این ها مفاهیم اصلی انسانی از جمله کینه، عبور از گذشته و ... را هم به تصویر می کشد.

مهترین اتفاق های نشست خبری فیلم «روزهای نارنجی»

اولین سوال نشست خبری «روزهای نارنجی» از مدیر فیلمبرداری پرسیده شد. خبرنگاری پرسید چرا تمام پلان های فیلم با شیوه دوربین روی دست گرفته شده است. فرشاد محمدی در پاسخ به این سوال گفت: «در این فیلم دوربین روی دست طبیعتا عمدی بوده. اجازه بدهید درباره دلیل این اتفاق من توضیح ندهم. دنبال یک روش دوربین روی دست نوین نیستم. این روش در تاریخ دنیا بی سابقه نیست. شاید در ایران کمتر دیده شده است. احساس کردیم دوربین هم می تواند اضطراب و غلیان درونی کاراکتر را راحت تر توضیح دهد. دوربین یک کاراکتر یا شخصیتی بود که کنجکاو بود و فقط راوی نبود و یک جاهایی به قضاوت هم می پرداخت.»

در ادامه از آرش لاهوتی نویسنده و کارگردان «روزهای نارنجی» در ابتدای نشست پرسش و پاسخ پس از نمایش این فیلم در سینمای رسانه در پاسخ به سوالی درباره اینکه چطور یک شخصیت منفعل در نهایت فیلم منجی و قهرمان می شود گفت: فکر نمی‌کنم شخصیت مجید یک کاراکتر سوپرقهرمان شد. به نظرم مجید زمان کمی در پیش دارد که تصمیم بگیرد که آیا به آبان کمک کند یا نه. این یک پروسه چندین ساله نیست و فقط باید در دو سه روز این تصمیم را بگیرد و این به نظرم یک واکنش کاملا طبیعی است. او همچنین درباره سوالی که به پایان بندی فیلم اشاره داشت گفت: طبیعی است که تمام فیلم ها تحت تاثیر منطق نویسنده اش است. من این احساس را ندارم. اساسا من با سوال زن و مرد مشکل دارم و به نظرم فیلمم درباره یک انسان است. مقتضای درام است که شخصیت اصلی زن می شود یا مرد. در واقع اصلا گمان نمی کنم چنین برداشتی به ذهن مخاطب برسد.

علی مصفا هم درباره پذیرفتن نقشی که در این فیلم ایفا کرده گفت: فیلمنامه خیلی جذاب بود. چند بار با هم صحبت کردیم من گرفتار بودم و نمی توانستم. خانم تهرانی خیلی فیلمنامه را دوست داشت و من را ترغیب کرد سر این کار بیاید. برای من نقش جذابی بود. چو برای خیلی‌ها پذیرفتن این نقش ها سخت است. ولی برای من جذاب بود که این کاراکتر منفعلی که مرد عمل نیست را ایفا کنم. جدا از این خود قصه فیلم هم در کنار قصه هایی که در این روزها می خواندیم و سعی می کردند یک خطوط از پیش تعیین شده ای را دنبال کنند که قبلا جایزه هم گرفته، قصه جدیدی بود. سومین دلیل هم تصویری بود که این فیلم از زن ایرانی می داد و برای من جذاب بود. چون در مقایسه خیلی از فیلم هایی که زن ایرانی را زن تحت ظلم و کتک خور نشان می دهد، جالب بود. 

نظرها