bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

یک عاشقانه آرام در ستایش مادر

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷

«این یکی از شخصیت های اصلی داستانه، دست مادرم»؛ چند دقیقه ابتدایی فیلم ناگهان درخت با روایت دوران کودکی فرهاد و ویژگی های شخصیتی او می گذرد که با شنیدن این جمله می فهمیم داستان درباره فرهاد نیست. درباره مادر فرهاد است. ادای احترامی به «هما» خانم و تمام قصه ها و رازهایی که در قلبش دارد. ادای احترام به روزهای سبزی که او در رشت سپری کرده و ادای احترام به مرگ با شکوه او.

چهار سال پس از ساخت فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» کارگردان این فیلم دوباره به سراغ موضوعی عاشقانه رفته و با شاعرانگی خاص خود به روایت «ناگهان درخت» پرداخته است. روایتی که تصویری است اما راوی سوم شخص دارد و انگار نویسنده­ای بزرگ در حال بلند بلند خواندن رمانی بداهه است. رمان حیرت انگیزی که اگر چشمهایت را در سالن سینما ببندی و فقط با گوش ها، نریشن های فرهاد را بشنوی نه چیزی از شکوه فیلمنامه کم می شود و نه چیزی به آن اضافه. «ناگهان درخت» با شکوه است چون صفی یزدانیان عشقی بزرگ را آرام آرام به جریان می اندازد. انگار که حجم زیادی از آرام بخش را قطره قطره وارد بدنت کنند. با شکوه است چون تنها صفی یزدانیان است که می تواند بیننده را روی یک قاب برای چند دقیقه طولانی خیره کند، همزمان  دست او را بگیرد و با دیالوگ هایی که بین دو بازیگر عاشق در همین قاب رد و بدل می شود، زن ها را مهتاب قصه کند و مردها را فرهاد قصه.

ناگهان درخت عاشقانه ای آرام در ستایش مادر است که کارگردان این فیلم آن را به مادر خود تقدیم کرده است. شاید پس از تماشا با خود بگویید سکانس هایی که کودکی فرهاد را روایت می کند طولانی است و شناخت ویژگی های شخصیتی او در کودکی با آن جژئیات ضروری نیست. شاید با خود بگویید وارد کردن شخصیت های یحیی و ناهید اضافه است و نبود آن ها لطمه ای به مسیر اصلی داستان نمی زند. اما بهتر است ایرادهای شخصیت پردازی و داستان گویی را به فیلم های کارگردان هایی بگیریم که نامشان "صفی یزدانیان" نیست. چرا که صفی یزدانیان مولف است، نویسنده است، داستان گو است و داستان گویی را با پرورش شخصیت ها بلد است. پس باد او را اول به عنوان نویسنده بپذیریم و فیلم هایش را از دریچه نویسنده ای که کارگردان شده است ببینیم تا شاید از تماشای همنشینی واژه ها با تصاویر لذت بیشتری ببریم.

در عین حال نمی توان از بعضی ضعف های این فیلم هم گذشت. ضعف هایی مثل تدوین تکه پاره که انسجام کلی را از بیننده می گیرد و همچنین ریتم آرام و در عین حال تند. ریتم آرام است چون هیچ اتفاق بزن بهادری در آن نمی افتد اما تند است چون دیالوگ ها بسیار دقیق و حساب شده هستند و هر کدام مثل یک شعر عاشقانه می مانند که تا یکی را به خاطر بسپاری دیگری از گوش  بیرون رفته است. اما تمامی این ضعف‌ها در کنار موسیقی تاثیرگذار کریستف رضاعی و شاعرانگی خاص ذهن کارگردان«ناگهان درخت» ای را می سازد که بیننده را آرام و با حال خوش از سالن سینما بدرقه خواهد کرد.

- از صفی یزدانیان و پیمان معادی درباره فیلم ناگهان درخت چه سوال هایی پرسیده شد؟

نشست خبری فیلم ناگهان درخت که در روز سوم جشنواره فیلم فجر در کاخ رسانه ای این جشنواره برگزار شد میزبان کارگردان و تهیه کننده و بازیگران این فیلم بود. صفی یزدانیان با ابراز خوشحالی از حضورش در نشست پرسش و پاسخ جشنواره فیلم فجر گفت: من به اتکای کارنامه نوشتاریم اینجا را خانه اصلی خودم می‌دانم. فکر می‌کنم تماشاگر از اینجا و از چیزهایی که درباره فیلم نوشته می‌شود،‌ شروع به جدی دیدن فیلم می‌کند.او همچنین در پاسخ به این سوال که برای نگارش فیلمنامه ناگهان درخت از چه نویسنده و رمانی الهام گرفته است گفت: من ۵۸ ساله هستم و چطور می‌توانم بگویم از کدام نویسنده و شاعر تاثیر گرفته‌ام.

یزدانیان که بخش زیادی از این فیلم را در رشت فیلمبرداری کرده است درباره نگاه دوباره به رشت در فیلم تازه اش گفت: مساله این است که من نگاهی به رشت در این فیلم داشتم که هیچ ارتباطی به فیلم قبلی دیگر من ندارد. فکر می‌کنم دارم با تماشاگران خودم کدهایی را ردوبدل می‌کنم. یکی از دلایلی که با پیمان کار کردیم این است که او یک رگ رشتی هم دارد.

پیمان معادی نیز که علاوه بر بازیگری، تهیه کنندگی ناگهان درخت را هم بر عهده دارد درباره نزدیک بودن این فیلم به فیلم های بخش هنر و تجربه و احتمال عدم استقبال مخاطب عام از ناگهان درخت گفت: اساسا وقتی فیلمی به این شکل می‌سازیم. همه احتمالات را بررسی می‌کنیم. منتظر واکنش منفی هم هستیم. او تاکید کرد: فیلم «ناگهان درخت» قرار نیست ۲۵ میلیارد تومان بفروشد. از روز اول این را پیش‌بینی کرده بودیم. من این را می‌دانستم. چون ۱۰۰ درصد فیلم برای من است،‌ از روز اول به این موضوع فکر کرده بودم.

معادی ادامه داد: ما از روز اول به ۱۰ درصد از مخاطبان سینما فکر کرده بودم. جنسی از مخاطبان که عاشق هستند. «برف روی کاج‌ها» هم چنین فیلمی بود. ما از روز اول به این فکر کردیم که امیدوارم تعداد بیشتری از مردم این فیلم را ببیند. آشنایی من با یزدانیان این کار را رقم زد. شاید کمتر کسی جرات تهیه این فیلم را داشت. آدمی که دغدغه دارد باید فیلمش را بسازد. صفی سراسر دغدغه است. نوشته‌ها و کتاب‌هایش را بخوانید. من بسیار افتخار می‌کنم که تهیه‌کننده «ناگهان درخت» هستم و همه دغدغه‌ام تهیه چنین فیلم‌هایی است.

یزدانیان در پاسخ به این سوال که فیلم را می‌شد در زمان کمتری تمام کرد گفت: من چیزی را از آقای گلمکانی یاد گرفتم و آن این است که به فیلم تمام شده «اگر» نگویم. من فیلم را به عنوان اثر تمام شده می‌بینم. ما هیچ‌وقت به یک نقاشی نمی‌گویم آبی را در صورتی می‌زدی بهتر می‌شد. چرا همه هنرها به عنوان اثر تمام شده پذیرفته می‌شوند، اما در مورد سینما اینطور است؟! نکته این است که سینما برای من تند و کند ندارد. این فیلم باید با ریتمی می‌آمد و تمام می‌شد.

نظرها