bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

ایرانی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷

madar

مادر ایرانی‌­ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. ارزش نهادن به مفاهیمی همچون جمع شدن دور همدیگر و حفظ لذت‌هایی از قبیل بودن در کنار خانواده و گذراندن زمان و زندگی با افراد خانواده، گرچه مفاهیمی هستند که از دنیای گذشته می­‌آیند، و مفاهیمی نوگرا و به روز نیستند، اما دست کم در فیلمهای علی حاتمی این مفاهیم، شکلی مکارانه پیدا نمی­‌کنند و در پی فریفتن مردم نیز نیستند. مادر فیلمی صمیمی و ساده است که از درونی انسانی بیرون آمده است؛ انسانی که البته متعلقاتی در تاریخ گذشته دارد.

از همان تیتراژ آغازین، فیلم آغاز به ساختن حس در درون تماشاگر می­‌کند. و هر چه فیلم پیش می­رود این لحظه‌­های نابِ حسی، بیش از پیش احساسات نستالژیک تماشاگر ایرانی را بر­می­‌انگیزد. موسیقی پُر حسِ فیلم، دارای روحی بسیار ایرانی است. و به راحتی هر کسی که تعلقات سرزمینی به ایران داشته باشد را بر­می‌­انگیزد. گرچه قضیه­‌ی گوهرشاد در این فیلم مطرح می­‌شود و لزوم آزادی پوشش که امروز جامعه‌­ی ما به خصوص برای آزادی پوشش زنان به آن نیاز مبرم دارد نیز در آن مطرح می­‌شود، اما غایتا مادر، بسیار صمیمی­تر از آن است که سیاسی باشد. فیلمهای علی حاتمی و به خصوص مادر، حسی از راستی و یکرنگی به تماشاگر انتقال می‌­دهند و گویی هیچ مقصود دیگری جز خودِ فیلم پشتشان نیست. حتی شخصیت لات و لومپن که در فیلمهای علی حاتمی نیز وجود دارد، در جهت خواسته­‌ی حکومت و ترغیب و تشویق لومپنیسم در جامعه‌­ی ایران نیست، بلکه شکلی بیش از حد واقعگرایانه و حتی چالش­برانگیز دارد.

madar

صداگذاری خوب و دوبله‌­ی بی­نظیر فیلم، لحظات زیبایی در کنار تصاویر دوست­داشتنی و فضای ایرانی فیلم می­‌سازند و در نتیجه فضایی نستالژیک و حس‌­برانگیز در فیلم به وجود می‌­آورند. بازی‌های فیلم هم در تاریخ سینمای ایران کم نظیر هستند؛ از محمد علی کشاورز که یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است گرفته تا اکبر عبدی که او نیز یکی از تواناترین بازیگران سینمای ایران به حساب می­‌آید؛ بگذریم که در سال‌های اخیر نتوانسته است شخصیت و هویت هنرمندانه­‌ی خود را حفظ کند و در هر کارِ بدون هویتی بازی کرده است.

فیلم در جایی که نیاز است، به خوبی صحنه‌­ها را خلاصه می­‌کند. برای نمونه، آوردن غلامرضا از تیمارستان، بدون هیچ دیالگی، و با چند نمای بسیار گیرا و حس­‌برانگیز به خوبی اجرا شده است. اما حس‌­برانگیزترین لحظه‌­ی فیلم، لحظه­‌ی آمدن مادر به خانه است. در این صحنه تمام عناصر سینمایی، اعم از نگاه شگفت‌­انگیز محمد علی کشاورز، تدوین خوب، تصاویر گیرا، و شکل پرداخت کنشها، از جمله نوع خاصِ در زدنِ مادر، همگی دست به دست یکدیگر می‌­دهند و به زیبایی در پوسته­‌ی موسیقی ناب ایرانی پیچیده می­‌شوند و بهترین لحظه­‌ی فیلم را می­‌سازند. لحظه‌­ای که صدها بار می‌­توان آن را دید و هر بار از آن لذت برد. لذتی که البته خارج از مرزهای این سرزمین، ممکن است چندان معنایی نداشته باشد.

یکی از ایرادات فیلم مادر، کاراکتر جلال است. که البته تارخ که در آن دوره هنوز بازیگر بدی نشده بود، به خوبی نقش آن را ایفا کرده است. ایراد این کاراکتر، تناقضی بزرگ است که در او بُعدی ایجاد نمی­‌کند و صرفا کاراکترش را بی‌­تکلیف و غیر ملموس جلوه می‌­دهد. چرا که تناقض موجود در کاراکتر جلال، تناقضی بنیادین است. او فردی شاعر مسلک است که البته در بانک کار می­‌کند و خ نه‌­اش در یکی از بهترین برجهای شهر است. مقدار شاعر مسلکی جلال، آنقدر زیاد است که انتظارِ زندگیِ درویش مسلکانه‌­تری از او در تماشاگر ایجاد می‌­شود. و اصلا داد و ستد و روابطِ پول‌­محور موجود در بانک، به هیچ رو با روحیه­‌ی لطیف او جور در نمی‌­آید. و هنگامی که این نارضایتی از شغل، در او دیده نمی­‌شود، کاراکتر، مقداری باورناپذیر می­‌شود. نکته­‌ی دیگر فیلم که چندان باورپذیر نیست، تعداد خل و چل­هایی هستند که در یک محله زندگی می­‌کنند و غلامرضا از همه­‌ی آنان سالم­تر به نظر می‌­رسد. البته چون فضای این فیلم چندان به روز نیست و در گذشته‌­ای نسبتا ذهنی روی می‌­دهد، می‌­توان این ایرادات را نادیده گرفت، اما به هر رو اینها مواردی هستند که در دنیای رئال و واقعی فیلم به آسانی پذیرفته نمی‌­شوند.

madar

فیلم مادر نهایتا فیلمی تخدیری و غیر اندیشمندانه است. و تبلیغ مذهب، سنت و تمام علایق کارگردان را در پشت پرده­‌ی خود به همراه دارد. اما از آنجا که این فیلم بیش از حد راستگو، یکرنگ و صمیمی است، وجود تمام زیرمتنها در آن، حتی زیرمتن‌هایی که به نفع سامانه­‌ی قدرت هستند، غیر منفعت­‌طلبانه و غیر سودجویانه به نظر می‌­رسند. به هر رو نمی‌­توان این نکته را نادیده گرفت که مادر بیش از آن که اندیشه­‌برانگیز باشد، زندگی‌­برانگیز است، اما نوعی از زندگی که علی حاتمی شیفته‌­ی آن است و این زندگی بیش از آن که شکلی اندیشمندانه داشته باشد، خواب‌­آور و خوش­‌خیالانه است.

نظرها