bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

قهرمان یا خیانتکار

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷

همکاری شوروی و ایالت متحده پس از نابودی حکومت نازی آلمان به یک خصومت طولانی و تاریخی تبدیل شد. عدالت اجتماعی در مقابل سرمایه‌داری جنگی جدید آغاز کرد. گرچه هیچ‌گاه اسلحه دو کشور به سمت رقیب گرفته نشد اما جنگ‌های نیابتی، آزمایش‌های هسته‌ای و بسیاری حوادث مهم دیگر قرن بیستم به خاطر این رقابت رقم خورد. شوروی و آمریکا در تلاش برای افزایش قدرت سیاسی و تسلیحاتی خود بودند اما مسئله‌ی مهم‌تر آن بود که دشمن در چه مرحله‌ای قرار دارد.اطلاعات سخت‌ترین چیزی بود که از مرزهای دو کشور عبور می‌کرد. افشای اطلاعات آدم‌هایی به وجود آورد که از یک سو قهرمان و از سوی دیگر خیانتکار و محکوم به اعدام شناخته می‌شدند. دزدان باهوشی که موضوع بسیاری از فیلم‌های جنگ سرد قرار گرفتند.

گرچه دست هر دو کشور از تسلیحات هسته‌ای پر بود اما هالیوود، چماق فرهنگی آمریکا، در عرصه‌ی بین‌الملل کمونیست را نابود کرد. غلبه‌ی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با پرده‌ی سینما در فرهنگ اروپا نیز نمود پیدا کرد. گرچه در حقیقت «رمبو» و «جیمز باند» نتوانستند از سربازان شوروی کوه اجساد درست کنند اما در فروپاشی دیوار برلین و زوال آرمان‌های کمونیستی بی‌تاثیر نبودند. جنگ فرسایشی دو ابرقدرت و تلاش‌های مخفی جاسوسان موضوعات ناب و متنوعی برای سینمای جهان رقم زد که در این مختصر به بررسی چند فیلم می‌پردازیم.

۱- جاسوسی که از سردسیر آمد

این فیلم سیاه و سفید که از تولیدات دهه‌ی شصت میلادی است یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های جنگ سرد است. داستان فیلم که برگرفته از رمانی با همین عنوان است راوی عملیاتی جاسوسی در برلین شرقی است. «لیماس» که در ظاهر از سمت خود برکنار شده است حاضر به خیانت علیه کشور خود می‌شود. اما در واقع برای حذف عنصری کمونیستی وارد خاک برلین می‌شود. اما پیچش داستان حتی لیماس را نیز دچار غافلگیری می‌کند به گونه‌ای که قهرمان داستان تنها بازیچه‌ای برای فعالیت‌های اطلاعاتی قرار می‌گیرد. «مارتین ریت» کارگردان این فیلم برخلاف اکثر تولیدات غرب به عوام فریبی روی نمی‌آورد و با نشان دادن سیاست‌های کثیف دو طرف به پوچی شعارهای زیبای دو نظام اشاره دارد. با این وجود شروع با تاخیر داستان اصلی و ضعف‌های بازیگری از جذابیت این فیلم کاسته است.

thespy

۲- بندزن،خیاط،سرباز،جاسوس

«جورج اسمایلی» یک جاسوس بازنشسته است. اما شکست یک عملیات جاسوسی در خاک مجارستان باعث می‌شود تا سیستم اطلاعاتی بریتانیا متوجه نفوذ شوروی در مقامات اصلی دولت شود. اسمایلی جاسوسی کارکشته است که با کنار هم قرار دادن تکه‌های پازل به جاسوس شوروی می‌رسد اما داستان مثل بسیاری از فیلم‌های معمایی با نشان دادن برخی اطلاعات انگشت اتهام را بر روی تمام شخصیت‌های اصلی قرار می‌دهد تا مخاطب تا دقایق پایانی نتواند جاسوس را حدس بزند. فیلم که داستانی پیچیده و ریزبینانه دارد در انجام این کار به موفقیت کامل می‌رسد گرچه بازی فوق‌العاده‌ی بازیگران در این مسئله بی‌تاثیر نیست. جریان فیلم روالی آرام و منطقی را دنبال می‌کند که با فلش بک‌های متعدد به گذشته همراه است. به همین خاطر این فیلم به علاقه‌مندان واقعی سینمای جاسوسی توصیه می‌شود.

Tinker Tailor Soldier Spy

۳- شکل آب

شکل آب آخرین ساخته‌ی موفق «گیلرمو دل تورو» کارگردان فیلم مشهور «هزار توی پن» است. این فیلم تخیلی اواسط قرن بیست میلادی را به تصویر می‌کشد. فیلم  داستانی عاشقانه را از دوران  جنگ سرد در بستری فانتزی روایت می‌کند. آمریکا که به کشف موجودی جدید دست پیدا کرده برای آزمایش‌های مختلف آن را به یک مرکز تحقیقاتی سری منتقل می‌کند. مرکزی که از حضور جاسوسان روس خالی نیست. اما حضور یک خدمتکار لال و ارتباط او با موجودی عجیب، داستانی جذاب را رغم می‌زند. دل تورو در به تصویر کشیدن اتفاقات خیالی استادانه عمل می‌کند و آن‌ها را با موضوعات انسانی گره می‌زند اما در این میان برای قضاوت میان دو ابر قدرت بی‌طرفانه عمل می‌کند و با پخش کردن شخصیت‌های خوب و بد در هر دو جبهه خود را از موضع‌گیری کنارمی‌کشد. به همین خاطر شاید شکل آب از بسیاری فیلم‌های دیگر که کارگردان متعصبانه به سیاه نمایی یک طرف می‌پردازد واقعی‌تر باشد.

shapeofwater

۴- پل جاسوس‌ها

اسپیلبرگ که با ساخته‌هایی مثل «نجات سرباز رایان» و «فهرست شیندلر» بیشتر از هرکارگردانی به سیاست‌های آمریکا خدمت کرده، در این فیلم نیز از این سیر تخطی نکرده است. گرچه در ابتدای فیلم عبارت «براساس واقعیت» نشان داده می‌شود اما با کمی دقت متوجه می‌شویم فیلم گویای تمام واقعیت نیست. اسپیلبرگ برای جذاب کردن داستان خود از همان حقه‌ی قدیمی هالیوود استفاده می‌کند: گرچه ممکن است سیاست‌های آمریکا اشتباه باشد اما بازهم دنیا برای نجات خود به یک قهرمان آمریکایی نیازمند است. «تام هنکس» در نقش یک وکیل شرکت بیمه، به عنوان وکیل مدافع یک جاسوس روسی انتخاب می‌شود. او که تصمیم دارد حقیقتا از موکل خود دفاع کند مورد انزجار جامعه‌ی خود قرار می‌گیرد اما گذشت زمان و اتفاقات بعدی او را به یک قهرمان تبدیل می‌کند. گرچه جریان داستان به دو بخش تاحدودی بی‌ارتباط تقسیم می‌شود اما بازی درخشان تام هنکس در نقش وکیل ضعف‌های فیلم نامه را جبران کرده است.

۵- مردی از آنکل

به جرات می‌توان مردی از آنکل را از بهترین کمدی اکشن‌های جنگ سرد دانست. همکاری دو جاسوس روس و آمریکایی برای نابودی کلاهک هسته‌ای که در دستان گروهی نئونازی قرار دارد شوخی بودن موضوع داستان را می‌رساند. دو جاسوس که در هوش و قدرت بدن فوق‌العاده هستند، با وجود نفرت‌های شخصی مجبور به همکاری می‌شوند. مشارکتی که برای هردو پایانی خوش را رقم می‌زند. در داستان فیلم خبری از ضعف‌های موجود در کمدی‌های اکشن نیست و با وجود شوخ طبعی شخصیت‌ها و اکشن‌های جذاب و پرهزینه از انسجام داستان کاسته نشده است بلکه با تعلیق‌های به جا تا پایان داستان رازی برای گفتن به مخاطب دارد. اگر از فیلم‌های سرد و طولانی جاسوسی خسته شده‌اید مردی از آنکل می‌تواند جایگزین مناسبی برای شما باشد.

مردی از آنکل

نظرها