bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

یک محکوم به مرگ گریخت

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷


روبر برسون یکی از بزرگت‌ترین فیلم‌سازان دوره مدرن سینمای اروپا و جهان است. برسون در فیلم‌سازی سبک منحصر به فرد خود را داشت و این تماشای هر کدام از فیلم‌هایش را به یک تجربه عجیب و متفاوت تبدیل می‌کرد. برسون که در طول دوران کاری‌اش تنها ۱۳فیلم بلند ساخت، با ابداعاتش در سینما عملا نگاه مخاطبان را به این هنر نو تا حدود زیادی تغییر داد. تقریبا اکثر کارهای برسون شاهکار قلمداد می‌شود، فیلم‌هایی مثل خاطرات یک کشیش روستا، جیب‌بر، پول، چهار شب یک رویابین، و یک محکوم به مرگ گریخت.

یک محکوم به مرگ گریخت را برسون درست پس از خاطرات کشیش روستا در ۱۹۵۶ساخت. خاطرات کشیش روستا که با وجود غرابتش همچنان یکی از فیلم‌های ساده‌تر برسون است توانست نظر منتقدان و علاقمندان را جلب کند. برسون پس از آن ایده‌هایش را به شکلی گسترده تر در «یک محکوم به مرگ گریخت» پیاده کرد. داستان فیلم که بر اساس خاطرات یکی از نیروهای مقاومت فرانسه در زمان اشغال نازی‌ها ساخته شده، داستان مردی است که به زندان می‌افتد.

یک محکوم به مرگ گریخت

سینمای برسون در چند ویژگی خاص منحصر به فرد است. صدا در فیلم‌های برسون مکمل تصویرند و نه فقط وجهی از چیزی که می‌بینیم. در آن سال‌ها هیچ‌گاه از صدای خارج از قاب، این‌چنین موثر به عنوان عنصری از روایت استفاده نشده بود. این استفاده تا جایی بالا می‌گیرد که مهم‌ترین اتفاق فیلم عملا خارج از قاب تصویر روی می‌دهد. از طرفی دیگر برسون به شکل خاصی از بازیگری اعتقاد داشت. او اولا از لغت مدل برای بازیگرها استفاده می‌کرد و آن‌قدر صحنه‌ها را برای مدل‌هایش تکرار می‌کرد تا به صورت تصادفی اتفاقی خاص روی دهد، کاری که بازیگر/مدل برای آن برنامه ذهنی از پیش تنظیم شده‌ای نداشته باشد. برای همین فیلم‌های برسون پر از بازی‌های غیرحسی و فاصله‌دار و پر از واکنشی که فضای فیلم را غیرطبیعی و عجیب می‌نماید، هستند. فونتین یک محکوم به مرگ گریخت هم از این دست است. با وجودی که در اکثر اوقات باقی زندانیان نشان داده نمی‌شوند، فونتین همیشه خاموش، آرام، سرد و بدون میمیک است. برسون همواره از نابازیگرها استفاده می‌کرد و حتی از آن‌ها درخواست می‌کرد تا پس از فیلم او در هیچ فیلم دیگری بازی نکنند. رویکرد دیگر این کارگردان نابغه فرانسوی خالی کردن فیلم از هر نوع تعلیقی بود. او به جای استفاده از روایت برای ایجاد تنش، با خالی کردن بازیگر و روایت از هر نوع چالشی و با فاصله گذاری مشخص بیننده را به روی صندلی‌اش باز می‌گرداند و فقط او را به تماشا وا می‌دارد. شاید برای همین فیلم‌های برسون هیچ وقت مخاطب عام نداشتند.

یک محکوم به مرگ گریخت

«یک محکوم به مرگ گریخت» را باید در مقیاس‌های سینمای روبر برسون سنجید، چون واقعا آثار او شبیه هیچ چیز دیگر نیستند. متواضع، ساده، و تا حدودی ابزورد. نگاه مذهبی و کاتولیک برسون به خاطر رویکردهای فاصله گذارش حسی از تقدیرگرایی دارد که اگزیستانسیالیست‌های فرانسوی هم در آن دوران از آن دم می‌زدند. در همین مقیاس ولی «یک محکوم به مرگ گریخت» به زعم خیلی‌ها بهترین اثر اوست ؛ نه از این بعد که آثار دیگر او حاوی اشکالاتی هستند، بلکه به خاطر رویکرد روایتیِ خلوتی که فیلم دارد. بیشترین تمرکز فیلم‌ساز بر اجزایی بوده که به زعم او سینماتوگراف باید حاوی‌اش می‌بود. در واقع تنهایی فونتین فیلم به برسون کمک کرده تا بر روی المان‌هایی که فیلم‌های او را به این شکل در می‌آوردند، متمرکز باقی بماند و یک محکوم به مرگ گریخت را تبدیل به اثری یکه در میان آثارش سازند.

نکته بامزه در مورد این فیلم نام دیگر آن است که متعلق به بخشی از انجیل است: «باد به هرکجا که بخواهد می‌وزد»، شاعرانگی این فیلم برسون زمانی شما را تکان خواهد داد که دو اسم فیلم را با هم مقایسه و پایانش را یک‌بار دیگر در ذهنتان مرور کنید. تصویر پایانی عملا هیچ‌گاه از ذهنتان پاک نخواهد شد.

گدار درباره این فیلم‌ساز فرانسوی گفته: « برسون یعنی سینمای فرانسه، همان‌گونه که داستایوفسکی یعنی ادبیات روسیه و موتزارت یعنی موسیقی آلمان». پس اگر به سینمای فرانسه علاقه دارید و دوست دارید فیلمی متفاوت را تماشا کنید یک محکوم به مرگ گریخت را با کیفیت HD در فیلیمو از دست ندهید.

نظرها