bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

جنگ سرد علیه جنگ سرد

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۷

cold war

جنگ سرد فیلم بدی نیست. عیب و ایراد چشمگیری هم ندارد. ولی حقیقت اینجاست که فیلم شگفت‌­آوری هم نیست. چرا که هیچ حسن چشمگیری هم ندارد. گروهی در دوره­‌ی جنگ سرد در روستاها و مناطق ویران شده در جنگ جهانی، به دنبال استعدادهای آوازی می­‌گردند، تا موزیکهای فولکلور و محلیِ لهستان را حفظ کنند. یکی از اعضای این گروه که ویکتور نام دارد، به هنگام آزمودنِ زولا که یک دختر روستایی است، به او علاقه‌ مند می­‌شود. زولا از میان تعداد زیادی خواننده و رقصنده برای ماندن در گروه انتخاب می‌­شود. و با گذشت زمان میان زولا و ویکتور، رابطه‌­ای عاشقانه برقرار می‌­شود. گروه آوازی پس از آموزش بسیار و پیشرفت چشمگیر، مورد توجه نهادهای دولتی قرار می‌­گیرند و دولت تصمیم می‌­گیرد که در جهت مقاصد سیاسی خود از این گروه استفاده­‌ی ابزاری کند. در این میان زولا به شکلی صرفا منفعت‌­طلبانه و نه چندان عاشقانه، با کاچمارک که عضو خودفروخته و دولتیِ گروه است نیز، ارتباط جنسی برقرار می­‌کند و به دلیل عشقی که میان او و ویکتور به وجود آمده است، او را از این رابطه باخبر می­‌کند. ویکتور در آغاز ترشرویی می­‌کند و زولا را ترک می­‌کند. اما پس از چندی، نقشه­‌ی فرار از این گروه و از لهستان به فرانسه را می­‌کشد. و چندین ساعت در محل قرار برای فرار، منتظر زولا می­‌شود. زولا سر قرار حاضر نمی­‌شود، اما گویی سرنوشت یا کششِ عشقِ این دو، آنها را بارها به سوی یکدیگر می­‌کشانَد

cold war

آتشین بودن این عشق در آغاز به خوبی برای تماشاگر جا نمی‌­افتد و شوریدگی­‌ای که بعدها آثار آن در این رابطه به وجود آمده است، گویی پیشینه­‌ی چندانی ندارد. از این جهت رابطه‌­ی این دو شوریده آنقدر خوب از کار در نمی‌­آید که مثل فیلمهای آدل هاش ساخته­‌ی تروفو یا عشق ساخته‌­ی کارولی ماک و یا حتی ورژن هالیوودی آن بر باد رفته و یا نیای راستینش، کازابلانکا در تاریخ سینما ماندگار شود. رابطه­‌ی ویکتور و زولا، البته می‌­تواند استعاره‌­ای از رابطه­‌ی عاشقانه، و همزمان رقابتیِ آمریکا و شورویِ سابق، در دوره­‌ی جنگ سرد نیز تلقی شود. رابطه‌­ای که در نهایت هر دوی آنها را مجبور به نوعی خودکشیِ سیاسی می­‌کند. و دنیا که نمای پایانیِ فیلم، نماینده­‌ی آن است، بدون وجود آنان زیباتر به نظر می‌­رسد. البته این، بزرگترین تناقض فیلم است. فیلمی که نگاه چندان مثبتی به هنر دولتی و سفارشی ندارد، به واسطه­‌ی داشتنِ همچون زیرمتنهایی، آب به آسیاب تعدادی از سیاستمداران و دولتمردانی می‌­ریزد که دیگر مهم نیست طرف چه کسی هستند. و صِرفِ سیاستمدار بودنشان کافی است تا جنگ سرد را فیلمی دروغگو و متقلب جلوه دهد

نام فیلم بسیار خوب انتخاب شده است و نامی چند بعدی است. این نام هم به دوره­‌ی زمانی­‌ای که رویدادهای فیلم در آن روی می‌­دهد اشاره دارد؛ هم به زیرمتنهای سیاسی­‌ای که نشانگر رابطه­‌ی آمریکا و شوروی سابق است؛ و هم به رابطه‌­ی ویکتور و زولا که گویی در عین عشقی که به یکدیگر دارند، دائما در جنگی درونی به سر می‌­برند و با یکدیگر گلاویز هستند.

cold war

چنین می­‌توان گفت که اگر ترکیب‌­بندی‌های غیر معمولِ این فیلم که دیگر چندان هم غیر معمول نیست، و حتی به اندازه­‌ی فیلم قبلی این کارگردان یعنی ایدا هم رادیکال نیست نبود، فیلم، هیچ چیز شاخصی نداشت که آن را از فیلم‌های دیگر متمایز کند. سیاه و سفید بودن این فیلم هم دیگر به اندازه‌­ی فیلم پیشینش گیرا نیست و به جز کمک به انتقال حسِ فضای زیرمتن‌های زیرخاکیِ سیاسی‌­اش، کارایی دیگری ندارد. و در سینمایی که سالهاست حتی از سیاه و سفیدی که جلوه­‌ی هنری دارد هم دور شده است، فیلم را بیش از آن که دیدنی کند، نادیدنی می‌­کند. البته اگر کاراکترهای فیلم نیز به اندازه‌­ی خوانندگانِ فولکلوری که در آغاز فیلم، تمام قاب را پر می­‌کنند، بکارت داشتند، و حس تازگی و دست‌­نخوردگی به تماشاگر انتقال می‌­دادند، قطعا ماجرا متفاوت می­‌شد. و با فیلمی بسیار گیراتر و هنرمندانه‌­تر رو به رو بودیم

نظرها