bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

تاریخچه‌ی فرحبخشِ ایالات متحده

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷

از همان تیتراژِ آغازین، هنگامی که دوربین، پری رقصان در هوا را دنبال می­‌کند، وارد دنیایی فرحبخش و رمانتیک می‌­شویم. دنیایی که بیشترِ آدم‌ها همانجور که در نمای آغازینِ فُرست گامپ می­‌بینیم، به آن وقعی نمی‌­نهند. و روزمرگیشان را به آن ترجیح می‌­دهند. اما فُرست گامپ تفاوتهایی با آدمهای دور و برش دارد؛ او نه تنها به آن پر بی‌­توجه نیست، بلکه آن را از روی پایش برمی‌­دارد و در میان صفحه­‌های کتابِ فانتزی‌­اش قرار می­‌دهد. پری که روی پای فُرست گامپ می­‌نشیند، در واقع راوی­ای فانتزی و فرحبخش است که به شکلی غیر­مستقیم، پیش از آن که از داستان باخبر باشیم، ما را به سمت نقطه‌­ی آغازِ داستان، یعنی پای فُرست گامپ‌هدایت می­کند. پری که پس از گفتنِ داستانش، دوباره رقصان به پرواز در می­‌آید و از کنار پای فُرست گامپ دور می‌­شود.

فارست گامپ

روایت به شیوه‌­ی شمنی و بومیهای آمریکا شکل می­‌گیرد، که در آن یک راویِ پیر، افرادی که دور آتش نشسته­‌اند را برای ساعت‌ها تخدیر می­‌کند. فُرست گامپ نیز یک شمن است. یک بومی پیر است. دنیادیده­‌ای است که اگر چه ضریبِ هوشی­‌اش کمی پایین است، اما پس از پشت سر گذاشتنِ یک زندگیِ پر فراز و نشیب، اکنون توان آن را یافته است که زن سیاه‌­پوستی که کنارش نشسته است را مجذوبِ داستان خود کند؛ تا حدی که او پس از چند دقیقه کتابش را کنار می‌­گذارد و به داستانِ گامپ گوش می‌­سپارد. اما با آمدن اتوبوس، نیوشندگانِ گامپ تغییر می­‌کنند و هر بار که به زمان حال برمی‌­گردیم، نیوشنده­ای تازه می­بینیم که در حال شنیدن است. اما فُرست گامپ همینطور دور آتش نشسته است تا داستانش را تا انتها برای مخاطبانِ مختلف و در واقع به بهانه­‌ی آن، برای ما بازگو کند. تا این که داستان به جایی می‌­رسد که مخاطبان متوجه می­‌شوند گامپ اصلا یک فرد معمولی نیست بلکه فردی بسیار مشهور و ثروتمند است.

فارست گامپ

فُرست گامپ همان آمریکاست. آمریکایی که از تبعیض نژادی و جنگ‌های داخلی با پایی ناتوان، تاریخش را آغاز کرد و در طول زمان جوری دوید که هیچ کس نتوانست به گرد پایش برسد. در این فیلم از راهروی یک داستان کمدی رمانتیک، بیننده، تاریخ مصور و مفرح آمریکا را می‌­بیند. کشوری که شاید در ابتدا هوش بالایی نداشت، ولی به واسطه‌­ی تلاش بی­‌نظیرش و پشت سر گذاشتنِ انواع تعصب‌ها و تبعیض‌ها، توانست به جایگاهی که دستِ کم خود می­‌خواست برسد.

فارست گامپ

نام فُرست گامپ که مادر گامپ آن را از یکی از سران کوکلاکس کلان (گروهی تندرو که سیاهپوستان را بدون محاکمه مجازات می­‌کردند) گرفته و او به متعصبانه، کور و بی دلیل بودنِ کارهای آنها اشاره می­‌کند، همچنین مسئله‌­ی تبعیض نژادی در آموزش سیاهپوستان و جاهای بسیارِ دیگر در فیلم که هر کدام یا به نژادهایی غیر از سفید (از سیاهان گرفته تا همسر ستوان دنی که زنی شرقی است) یا به افراد ناتوان اشاره می­‌کنند، همگی نشان می‌­دهند که گامپ دائماً در حال دست انداختن و تمسخرِ هر نوع تفکرِ تبعیض‌­زا است و همواره در تلاش است که به انسان‌هایی همانند ستوان دنی امید دهد؛ هر چند که این امید، امیدی کاذب و به اندازه­‌ی خود فیلم غیر واقعی و فانتزی باشد.

نظرها