bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

وجهِ زنانه‌ی آلفرد هیچکاک

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷

rebeca

ربکا از معدود فیلم‌هایی است که با نریشنِ یک زن آغاز می‌­شود.حتی در سینمای امروز آمریکا نیز تعداد همچون فیلم‌هایی زیاد نیست. روایت با تعریف کردن یک خواب آغاز می­‌شود و سپس به فلشبک می‌­رود و تمام آن چه که در فیلم می­‌بینیم، روایتی از گذشته است. روایتی که وضع کنونیِ راوی آن ناپیداست و تا انتهای فیلم نیز به همان حال باقی می­‌ماند. البته این نوع روایت که راوی در انتهای داستان گم و گور می‌­شود و تماشاگر متوجه وضع کنونی او نمی‌­شود، شاید اکنون کمی جسورانه به نظر برسد، اما در آن زمان و طبق استانداردهای سینمای کلاسیک مسلما ضعف به حساب می­آمد. به هر رو وجود این تمهید در روایت فیلم نشانگر آن است که ما از دریچه­‌ی چشم راوی، که همان خانم دووینتر است، با فیلم همراه می­‌شویم. حال پرسش اینجاست که چرا نام فیلم ربکا است.

هیچکاک یک فیلمساز تجاری باهوش بود و به جای آن که زحمت زیادی برای ساختن هر فیلم بکشد، و بکوشد که هر اثرش دارای اندیشه­‌ای عمیق باشد، فیلمسازی را به نوعی برای خود ساده‌­سازی کرده بود و بر اساس فرمول‌هایی که خود به آنها دست یافته بود فیلم می‌­ساخت. البته هیچکاک همیشه فیلمنامه‌­نویس کارهایش نبوده است اما انتخاب فیلمنامه­‌هایی که ساخته است نیز با توجه به همین فرمولها صورت گرفته است. روان­رنجورها همواره بهترین سوژه‌­های هیچکاک هستند. البته روان‌­رنجورهایی که آنقدر اختلافی با انسانهای دیگر ندارند و بدون این که درمان شوند هنوز در میان آنها زندگی می­‌کنند.

rebeca

ربکا شخصیت اول فیلم ربکا نیست. و حتی یک بار هم در فیلم دیده نمی‌­شود. پس چرا نام این فیلمربکا است؟ربکا در واقع عقده‌­ای روانی است که هر یک از کاراکترهای فیلم به نوعی درگیر آن شده­اند. آقای دووینتر به دلیل عدم توانایی از گذشتن از خاطرات عشقی است که رو‌ان‌­رنجور است؛ خانم دووینتر دچار سرخوردگی‌هایی شده است که در مقایسه با زنی دیگر و به خصوص این که از طبقه‌­ای بالاتر است، برای او پیش آمده است؛ و خانم دانورز به دلیل تمایلات پنهانِ همجنس‌­خواهانه است که در رنج است. البته هیچکاک این بار هم مثل بسیاری از آثار دیگرش همچنان در نقشِ ناجیِ خانواده، و در خدمت سامانِ نمادینِ جامعه ظاهر می‌­شود و همجنس‌­خواهی را محکوم به فنا می­‌داند. این ویژگی هیچکاک که در آثار دیگرش از جمله روانی هم دیده می­‌شود، به گفته­‌ی فروید، البته از سرخوردگی‌ها و تمایلات فروخورده­‌ی جنسی او ناشی می­‌شود. و در واقع منشأ آن به تمایلات همجنس‌­خواهانه و بخش زنانه­‌ی او باز می­‌گردد که دائما توسط خودآگاهِ او سرکوب شده است.

rebeca

این عقده البته همواره در فیلم‌های هیچکاک، آگاهانه یا ناخودآگاهانه، به شکلی یکسان پایان می­‌پذیرد؛ آن هم مرگ، دستگیری و یا به هر نوعی سرکوب نمودنِ آن وجهِ همجنس‌خواهانه و بازگشت به دگرجنس‌­خواهی است. یعنی همان چیزی که سامان نمادین جامعه، برای بقای تیپیکال خود، نیازمند آن است. به بیان دیگر جامعه­‌ی انسانی به هزاران شکل دیگر نیز می­تواند به بقای خود ادامه دهد، اما از آنجا که این شکلِ تثبیت‌­شده برای گردانندگانِ پنهانِ صفحه­‌ی بازی، از تمام اشکال دیگر سودآورتر است، پس هر کاری می­‌کنند تا همه چیز به همین حال باقی بماند. البته هنر گردانندگان در این نهفته است، که به فیلم‌سازانی نظیر هیچکاک، چنین القا می­‌کنند که آنان در حال اصلاح جامعه و گام برداشتن در مسیری مثبت هستند. فارغ از این که مفاهیم مثبت و منفی دیگر چندان کارآمد نیستند و فارغ از این که اشخاص سطحی‌­ای مانند هیچکاک، هرگز نمی‌­توانند اثری عمیق برای آنها بی‌آفرینند. و این توخالی­‌بودن، سرآخر بقایشان را به باد خواهد داد.

نظرها