bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

فیلمهای پوشالی

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷

سگهای پوشالی

بسیاری از فیلمهای داستانی­ مانند سگهای پوشالی، در نگاه اول فیلمهایی صرفا داستانی به نظر می‌­رسند، اما با نگاهی کمی با دقت‌تر، می‌­توان دریافت که همه­‌ی آنها فیلمهایی تبلیغاتی (پروپاگاندا) هستند. که در خدمت سیاستهای قدرتهای بزرگ هستند. اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، تفاوت چندانی میان این گونه آثار نمی‌­بینیم؛ همان گونه که فیلمهای حاتمی­‌کیا، ده‌­نمکی، سهیلی، تبریزی و بعضا مهرجویی و خیلیهای دیگر در خدمت سیاست، قدرت و حاکمیت است، فیلمهای اسپیلبرگ، تارانتینو، ایستوود و سام پکین پا نیز در خدمت تبلیغات برای سیاست، قدرت و حاکمیت کشور خودشان است.

دیوید سامر، ریاضیدانی آمریکایی است که به همراه همسرش، برای نوشتن در آرامشِ بیشتر، به مکانی روستایی نقل مکان می‌­کند. مکانی که زمانی زیستگاه همسرش بوده است. در آغازِ کار، همه چیز خوب و آرام به نظر می­رسد. و دیوید با اهالی روستا ارتباطی خوبی پیدا می­‌کند. او که کارش بیشتر ذهنی است، و چندان اهل کارهای بدنی به نظر نمی‌­رسد، کار تعمیر سقف خانه‌­اش را به چند جوان روستایی می‌­سپارد. جوانهایی که از مدتها پیش در پی تصاحب امی، همسر دیوید، بوده‌­اند.

سگهای پوشالی

اما آیا آمریکایی بودنِ دیوید سامر، ضرورتی در این فیلم دارد؟ آیا دیوید سامر نمی‌­توانست صرفا یک بچه­‌ی شهری باشد که در تضاد با فضای روستایی قرار می­‌گیرد؟ پاسخ ساده است. چرا می‌­توانست. و می­‌شد دیوید سامر به جغرافیای خاصی تعلق نداشته باشد. همان طور که روستا به آن همه عظمت و مردمش، بی­‌مکان و بی‌­زمان است. و یا دست کم این همه بر روی زمان و مکان جغرافیایِ آن، در دنیای بیرون از سینما تاکید نمی‌­شود. اما دیوید نباید به هیچ جایی تعلق نداشته باشد. او باید لقب آمریکایی در فیلم بگیرد، و همه او را نماینده­‌ی آمریکا بدانند. حکومتی که همچون تمام حکومتهای دیگرِ دنیا، چنگالش را، البته بسیار محکمتر از بقیه، در قلب سینما فرو برده است، و با فشردن قلب آن سعی در تطهیر جرم و جنایاتش دارد. این البته همان کاری است که حکومت ایران، آلمان، فرانسه، انگلیس، روسیه و حکومتهای تمامی کشورهای دیگر نیز انجام می‌­دهند.

آمریکا در فیلم سگهای پوشالی مرکز اندیشه است و البته پشت چهره‌­ی سرد و منطقی‌­اش، قلبی مهربان نهفته است. قلبی که نمی‌­تواند کشته شدنِ حتی یک پرنده را ببیند. و خود را بابت آن شماتت می­‌کند. اما اگر قرار باشد به همسرش که البته آمریکایی نیست و متعلق به همان منطقه است تجاوز شود، می­‌تواند تبدیل به قاتلی بی­رحم شود، و تمام متجاوزان را از بین ببرد. مهم این نکته است که آمریکا هرگز آغازکننده­‌ی جنگ نیست و همواره می­‌کوشد جنگ را به پایان برساند. اما هرگز از خانه‌­ای که، البته در سرزمینی دیگر، بنا نهاده است، نمی­‌گذرد و تا پای جان در راه نگاه داشتنش ایستادگی می‌کند. آمریکایی نرینه­‌ای که که پس از مجازات متجاوزان دیگر از آن خانه می‌­رود و به ظاهر، هرگز پیش مادینه‌­اش باز نمی­‌گردد. این همان نگاهی است که فیلم می­‌کوشد به تماشاگر القا کند.

سگهای پوشالی

سگهای پوشالی البته به لحاظ سینمایی فیلم خوبی است. با بازی بسیار خوب داستین هافمن که قطعا یکی از تواناترین بازیگران کشور آمریکاست. سگهای پوشالی همچنین فیلمی اروتیک است و شکل سانسورشده‌­ی آن غیر قابل تصور است. و این اروتیسیسم نیز نقش زیادی در مورد توجه واقع شدن فیلم دارد. مسئله‌­ی تجاوز البته مسئله‌­ای است که همواره جوامع بشری را به چالش می­‌کشد و از دیدگاه روانشناسانه و شناخت‌­شناسانه، فیلمهایی همچون سگهای پوشالی که به شکلی مستقیم صحنه­‌ی تجاوز را تصویر می­‌کنند، اتفاقا از شیوع تجاوز در جامعه جلوگیری می­‌کنند و تماشاگرانی که پتانسیل این گونه کنشها را در جامعه دارند، با تماشای همچون صحنه­‌هایی به نوعی تخلیه­‌ی روانی می‌­شوند. و جامعه بدین وسیله از مسئله­‌ی تجاوز خلاص می­‌شود. اما حقیقت اینجاست که این تمهیدات، همچون قرص‌های شیمیایی، تاثیراتی آنی و زودگذر دارند و بیش از تخلیه‌­ی اشخاصی که پتانسیل خشونت و تجاوز دارند، آنها را دچار اعتیاد به قرص‌هایشان می­‌کنند؛ قرصهایی که پولهای کلانی به جیب صاحبان اصلی صنعت سینما سرازیر می­‌کند.

نظرها