bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

نشئگیِ شرقی در هالیوود

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷

هتل بزرگ بوداپست

روایتِ چند سطحیِ فیلمِ هتلِ گرندبوداپست، ساختاری شرقی و هزار و یک شبی دارد. سطح اولِ روایت، دختری است که در آغاز فیلم، کنارِ آرامگاه نویسنده‌­ای می‌­رود، و شروع به خواندنِ کتابِ او می­‌کند. از اینجا ما وارد سطح دوم روایت می­‌شویم. سطحی که در آن خودِ نویسنده را پیش از مرگ می­‌بینیم، که چگونگیِ نوشتنِ آن داستان را برای ما شرح می‌­دهد. او می­‌گوید که لزوما داستان‌ها تخیلی نیستند و بسیاری از آنها از خاطراتی که آدم‌های معمولی برای نویسنده‌­ها تعریف می‌کنند، ساخته می‌­شوند. این گفته ما را به سطح سوم روایت وارد می­‌کند؛ و آن هنگامی است که نویسنده، فردی جوان است و برای مدتی در هتلِ گرندبوداپست، اقامت گزیده است. نویسنده­‌ی جوان در مورد یکی از اشخاصی که همزمان با او در هتل اقامت دارد، کنجکاو می‌­شود و درباره­‌ی او از یکی از کارکنانِ هتل، جستجو می­‌کند. کنجکاویِ نویسنده منجر به آشنایی با آن شخص، که صاحب هتل است می­‌شود، و او برای نویسنده تعریف می­‌کند که چگونه صاحب این هتل شده است. و این سطح چهارم روایت است.

بوداپست

سه سطح رواییِ اول، کارکردی به اندازه­‌ی سطح روایی چهارم پیدا نمی­‌کنند. و بیشتر شبیه به یک بازی هستند. و تنها جنبه‌­ای سرگرم­‌کننده دارند. و برای ایجاد فرح و جذابیتِ بیشتر، در فیلم قرار داده شده‌­اند. البته اگر این سطوحِ روایی، کارکردی بیش از این پیدا می­‌کردند، با فیلم بهتری مواجه بودیم. این گونه ایجاد جذابیت، البته بیشتر به لحنِ فیلم و نوع سینمای وس اندرسون باز می­‌گردد. فیلم‌های وس اندرسون به طور کلی در دسته­‌ی فیلمهای پسامدرن قرار می­‌گیرند. و روایت پسامدرن اساسا از تک­گویی می­‌گریزد. اما شکل روایت در این فیلم بیش از آن که به سببِ دوری از تک‌­روایتگری، پسامدرن باشد، می‌­توان گفت که به دلیلِ وام گرفته شدن از فرهنگ‌های غیر غالب و فرهنگ شرقی، پسامدرن است. این فیلم البته شاخصه‌­های زیادِ دیگری نیز دارد که آن را به دلایل گوناگون، جزو دسته‌­ی پسامدرن قرار می‌­دهد؛ اصرار در استفاده از قا‌‌ب‌های مرکزگرا، پرده‌­بندیِ فیلم (تقسیم فیلم به چند بخش که هر یک عنوانی جداگانه دارد)، پرسپکتیوهای تک‌­نقطه‌­ای، نماهای فرونتال (نماهایی که در آن آدمها از روبرو نشان داده می‌­شوند). ارجاع به فیلمهای گذشته­‌ی تاریخِ سینما و جنسِ بازیِ بازیگران، همگی حاکی از لحن شوخ و شنگِ اندرسون دارند؛ که البته خود این لحن هم یکی از شاخصه­‌های پسامدرنیسم شمرده می‌­شود.

بوداپست

هتلِ گرندبوداپست بیش از آن که توجه ما را به جنگ و تبعات آن جلب کند، با جنگ شوخی می­‌کند؛ بیش از آن که افکار نژادپرستانه را به چالش بکشد با آن بازی می­؛کند و در نهایت بیش از آن که ما را به اندیشیدن وا دارد، قصد سرگرم نمودنمان را دارد. سینمای پسامدرن شاخه­‌های گوناگونی دارد که یکی از شاخه­‌های آن همین سرگرمی سازی، دوری از، و تازیدن به، خردگرایی و مدرنیسم، و بازگشت به اهداف سینمای کلاسیک در پوستی جدید است. هتلِ گرندبوداپست جزو این دسته از فیلم‌های پسامدرن به حساب می‌­آید. سینمایی که دوباره روایت را محور فیلم قرار داده است. و بیش، و پیش از هر چیز، در تلاش است که داستانی جذاب تعریف کند؛ داستانی که بیننده را برای یک ساعت و نیم (زمان تثبیت شده ی بیشتر فیلم‌های سرگرم کننده)، از اندیشیدن دور نگاه دارد. یک ساعت و نیم نشئگیِ لذتبخشِ شرقی.

نظرها