bookmark comment heart linkedin marketing Asset 1 quotation-mark reply sample school telegram twitter

بهشت بر فراز برلین

نویسنده فیلیمو
تاریخ انتشار جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷

بهشت بر فراز برلین

ویم وندرس  فیلم‌ساز شهیر آلمانی در ۱۹۸۵، بالاخره از آمریکا به آلمان غربی برگشت و تصمیم گرفت در فاصله بین ساخت فیلم بعدی‌اش که دو سال بعد اتفاق افتاد، فیلمی درباره برلین بسازد. با الهام از اشعار «راینرماریا ریلکه» و نقاشی‌های فرشتگان بر روی دیوارهای برلین پس از جنگ جهانی دوم، به ایده جالبی رسید. فرشتگان در برلین حرکت می‌کنند و به ندای درونی آدم‌ها و زجر‌هایشان گوش می‌دهند و به آن‌ها تا حدی آرامش می‌دهند. فرشتگانی که دیده نمی‌شوند ولی گوش می‌دهند. آن‌ها جهان آدم‌ها را درست درک نمی‌کنند، رنگ‌ها را نمی‌فهمند، تا به حال طعمی نچشیده‌اند، عشق را تجربه نکرده‌اند، ولی احساسات انسانی را متوجه می‌شوند و برای همین سعی می‌کنند تا زجر این آدم‌ها را کم کنند، زجری که انگار کم هم نیست. تا آنکه اتفاقی خارق‌العاده می‌افتد؛ یکی از فرشته‌ها عاشق می‌شود.
وندرس که نقشه مشخصی برای ساخت فیلمش داشت، پیتر هانتکه نویسنده موفق و درجه یک اطریشی را مامور نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌ها و به‌خصوص نریشن کرد. پیتر هانتکه چون دیر به پروژه اضافه شده بود، متن‌هایش در حین فیلمبرداری به کارگردان می‌رسید و وندرس هر روز تصمیم می‌گرفت تا روز بعد چه چیزی را فیلم‌برداری کند. فیلم‌برداری کهنه‌کارِ وندرس، هنری آلکانبا قرار دادن یه جورابِ زنانه قدیمی به عنوان فیلتر در جلوی لنز، به تصویر زیبای درخشانی برای نمایش فرشته‌ها و دنیایشان رسید و جهان انسان‌ها هم به صورت رنگی ولی با غلبه رنگ خاکستری به تصویر کشاند.

در «بهشت بر فراز برلین» بارها از «ترانه کودکی» به عنوان موتیف (عنصری تکرارشونده که رابطه مستقیم ولی نه الزاما واضح با تم فیلم دارد و به بخش‌های مختلف فیلم یک‌پارچگی می‌بخشد) استفاده شده، ترانه‌ای که انگار یکی از فرشته‌ها درباره کودکانی که درست مانند فرشتگان معصوم، پرسشگر و سرشار از عاطفه هستند، می‌نویسد. وندرس که در آن دوران به شدت تحت‌ تاثیر ریلکه بوده، با استفاده از نریشن‌ها و دیالوگ‌های شاعرانه و درخشانِ پیترهانتکه، به ریتمی کُند ولی موثر از تصاویر می‌رسد که نه تنها بیننده را خسته نمی‌کند، بلکه مرتب شرایط زندگی، درد، شادی، تجارب انسانی و به‌خصوص شخصی را به یادش می‌آورد. یک تحلیلگر سینمایی «بهشت بر فراز برلین» را یکی از اوج‌های همذات‌پنداریِ شخصی با یک فیلم دانست و تجربه تماشای آن را چیزی بیشتر از یک فیلم دیدنِ ساده عنوان کرد. خیلی از منتقدان فیلم وندرس را بهترین فیلم دهه ۸۰ دانستند و وندرس هم جوایز زیادی از جمله نخل طلای بهترین کارگردانی جشنواره کن را برنده شد.
وندرس چندین سال بعد ادامه‌ی این فیلم را هم ساخت که خیلی موفق نبود، و کامرون کرو نسخه آمریکایی بهشت بر فراز برلین را با بازی نیکلاس کیج و مگ رایان ساخت، که عملا یک فاجعه بود. چیزی که فیلم وندرس را متمایز می‌کرد، ساخت آن در دوران حساس اواسط و اواخر دهه هشتاد بود. خیلی از کارشناسان و منتقدین فیلم را تمنایی برای وحدت دو آلمان خوانش کردند و خیلی دیگر نیاز بشر به آرامش در دورانی تهی و تکیده. تعداد مقالات آکادمیکی که درباره بهشت بر فراز برلین نوشته شده بیش از ۱۰۰۰ عدد است و با این وجود هنوز خیلی چیزها درباره فیلم مشخص نیست. جمله پایانی فیلم این است: « تقدیم به همه فرشتگانی که از میان ما رفته‌اند، به خصوص یاسوجیرو، فرانسوآ، و آندری» که به سه فیلم‌ساز شهیری که به تازگی پیش از فیلم از دنیا رفته بودند اشاره دارد: یاسوجیرو اوزو، فرانسوآ تروفو، و آندری تارکوفسکی. با توجه به این جمله خوانش دیگری به وجود می‌آید که در واقع فرشتگان همان فیلم‌سازان هستند که عملا نمی‌توانند درد مردم را کم کنند ولی می‌توانند ببینند و گوش دهند و اندکی آرامش ببخشند.

اگر به شعر علاقه دارید، تماشای مهم‌ترین و تاثیرگذارترین فیلم ویم وندرس «بهشت بر فراز برلین» را با کیفیت HD و دوبله‌ی درخشان در فیلیمواز دست ندهید

نظرها