رویا، بیست و چهار فریم در ثانیه


سالانه صنعت سینما در سطح جهان میلیون‌ها دلار هزینه می‌کند و چندین برابر آن سود می‌برد. این صنعتی است که تکنولوژی‌اش اندکی بیشتر از ۱۰۰ سال  عمر دارد و اگرچه دیگر درباره هنر بودنش شکی نیست ولی هنوز در آن حدی جنجالی است که در روح و روان مردم هر جامعه و کشوری جریان پیدا کند، آنقدری که پای جنجال‌هایش به سیاست، ورزش، روانشناسی، جامعه‌شناسی، و مطالعات انسان‌شناسانه هم کشیده شود. سینما هنوز قدرتش را حفظ کرده و هنوز تاثیر‌گذار است. این قدرت، که بیش از هر چیز در قصه‌هایش ریشه دارد را ارسطو بیش از دو هزار سال پیش با ایده کاتارسیس در کتاب فن شعرش توضیح داده بود؛ یعنی ما به واسطه هم‌ذات پنداری با شخصیتی بخصوص، روایتی غیر‌واقعی را از سر می‌گذرانیم و در پایان به تزکیه روحی می‌رسیم. سال‌های سال است این ایده ارسطو مورد استفاده همه هنرهایی قرار گرفته که به نوعی داستان‌سرایی را در خودشان نهفته دارند. تئاتر و ادبیات هر کدام به نحوی خودشان را در دل سیاستمداران و منتقدان با همین ایده ارسطو جا کردند؛ قصه‌ها از ما آدم هایی بهتر می‌سازند.
نوبت سینما شده است. دیوید فاستر والاس نویسنده مشهور آمریکایی کاتارسیس یا تزکیه ارسطو را در مصاحبه‌ای به ساده‌ترین شکل ممکن توضیح داده(نقل به مضمون): قصه‌ها و فیلم‌ها ناجی انسان‌ها از تنهایی هستند. در یک سطح تماشاگری که دردی بخصوص را دارد ولی هم بدلیل محدودیت‌های زبان هم به خاطر فاصله آدم‌ها در این عصر مدرن، امکان برون‌ریزی و توضیح احساسات درونیش محیا نیست، روی به سینما می‌آورد. او سالن تاریک سینما را انتخاب می کند و غرق می‌شود در رویایی دیرینه، داستان آدم‌هایی که شاید در نگاه اول کوچک ترین وجه تشابهی با آن‌ها نداشته باشد ولی ممکن است بخشی از درد مشترکِ "بودن" را با هم سهیم باشند. تماشاگر فیلم دیگر تنها نیست. از یک طرف حالا شخصیتی خیالی در دنیای رویایی پشت تصویر وجود دارد که او را درک میکند چون با او هم درد است، از طرف دیگر حالا زبانی مشترک برای ابراز درد به وجود آمده، حرف زدن درباره سینما و درد آدم‌هایش. حالا تماشاگرِ تنها دیگر تنها نیست، او تزکیه شده و حداقل اندکی بهتر خودش، جهانش، و زخمش را می‌فهمد. 
سینما رویایی است که ما را برای مدتی محدود از خودمان رها می‌کند و اجازه می‌دهد پا توی کفش دیگری کنیم و لباسی متفاوت بپوشیم، خواه لباس فضانوردی باشد، یا کلاه کابویی. ما با سینما در روز روشن و هوشیارانه بیست و چهار بار در ثانیه خواب زندگی کردن به جای دیگران را می‌بینیم. بی خود نیست که کواچ، محقق سینما گفته است فیلم ببینید تا بیشتر، خیلی بیشتر از سهم خودتان زندگی کنید؛ آن هم وسط قصه هایی از جنس رویا. 
امروز روز جهانی رویا است، اگر خوابتان نمی‌آید فیلم ببینید و کمی جای بقیه زندگی کنید.  

نظرات:

ali سه شنبه 6 مهر 1395 08:31 ب.ظ
ممنون خیلی عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.