یک دقیقه بیشتر عاشقت هستم؛ یک دقیقه بیشتر عاشقم باش!

بمباران است که بمباران است، حمله موشکی است که باشد، وضعیت قرمز و آژیر خطر است که باشد. خداکند  اصلا سفید نشود. می‌خواهم تا همیشه در همین زیرزمین بمانیم، مدام آژیر خطر بزنند و مدام تو با مادرت بیایی تا بیشتر ببینمت. خدایا از تو هم می‌خواهم جنگ با صدام همیشه ادامه داشته باشد. آنقدر که بالاخره بتوانم به او بگویم چقدر دوستش دارم. این‌ها بخشی از احساسات عرشیا عبداللهی بازیگر نوجوان فیلم بمب است که اگرچه اسمش به عنوان بازیگر نقش اول مرد نیامده اما شایسته سیمرغ بلورین بهترین بازیگری است. اوست که در بحبوحه بمباران دلبسته دختر همسایه می‌شود، تا جایی که هر شب موقع آژیر قرمز با کت و شلوار به زیرزمین می‌آید. زیرزمینی نمور و تاریک که مبدا باشکوهی برای هیچ عشقی نیست اما نگاه‌های عاشقانه را در خود رقم می‌زند. 


عرشیا عبدللهی در فیلم بمب نوجوان  ۱۲-۱۳ساله‌ای است که محور اصلی داستان است. اگر با دیدن نام فیلم و نام بازیگران اصلی‌اش یعنی لیلا حاتمی و پیمان معادی با خود فکر کرده‌اید قرار است در بمب ‌عاشقانه‌‌های این دو نفر روایت شود سخت در اشتباهید. بلکه باید خود را برای تماشای عشقی ممنوعه در سن نوجوانی و در میان روزهای ملتهب و خشن زمستان ۶۶ آماده کنید. احساسی که نوجوان پسر فیلم مخفیانه به دختر همسایه دارد و حتی نماز می‌خواند تا خدا دعایش را برای ادامه پیدا کردن بمباران اجابت کند. که او هر شب دوباره کت و شلوارش را به تن کند و باوقار و مودب گوشه‌ای از زیرزمین بنشیند تا دختر همسایه را ببینید که آن‌ها هم برای در امان ماندن از موشک باران به زیرزمین پناه آورده اند. عشقی که در یک نامه عاشقانه و نافرجام هیچگاه معشوق را خبر نمی‌کند اما عشقی دیگر را که روزهاست به فراموشی سپرده شده شعله ور می‌کند. که پیمان معادی را رو‌به‌روی لیلا حاتمی می‌نشاند و با نگاه خیره به او می‌گوید: «می‌دانم در میان بمباران احتمال زنده بودن هر کس شاید یک دقیقه باشد. می‌‌دانم که معلوم نیست تا یک دقیقه دیگر کداممان زنده باشیم. می‌خواهم تا پیش از آن یک دقیقه به تو بگویم چقدر دوستت دارم، چقدر از نگاه کردن به تو لذت می‌برم و چقدر شنیدن صدایت را دوست دارم. می‌خواهم بگویم خنده‌هایت را که حتی گاهی اوقات علت آن را متوجه نمی‌شوم بی‌نهایت دوست دارم. وقارت را، اهمیتی که به خودت می‌دهی را، آرایش کردن‌تان و همه چیزت را دوست دارم. حالا یک دقیقه بیشتر عاشقت هستم؛‌ یک دقیقه بیشتر عاشقم باش.»

بمب؛ روایتی واقعی و نوستالژیک از دهه ۶۰

«بمب؛ یک عاشقانه» به کارگردانی پیمان معادی فیلمی است که تمام آن در زمستان سال ۶۶ رخ می‌دهد. در اوج حمله‌های موشکی و بمباران‌های پایتخت زمانی که کار و زندگی مردم را تحت شعاع قرار داده و آن‌ها را وحشت زده و نگران کرده است. پیمان معادی در این فیلم موفق شده به خوبی، به دور از اغراق، با صحنه‌آرایی‌های کاملا واقعی و دقیقا همان رنگ‌ها و حال‌و هوایی که متعلق به سال‌های ۶۰بوده است را به تصویر بکشد. این یکی از نقاط قوت فیلم بمب است که حتما تماشای آن برای مخاطبان جذاب می‌کند. چه آن‌هایی که با به تصویر کشیدن دهه ۶۰برایشان نوستالژیک است و چه نسل‌های جدیدتر که نه تصویری از محرومیت‌های آن زمان دارند و نه جال و هوای بمباران را تجربه‌ کرده‌اند. در ادامه این به تصویر کشیدن می‌بینیم که پیمان معادی با دقت به همه جزییات پرداخته و هیچ المان اضافه یا خسته‌کننده‌ای در قاب بندی‌هایش دیده نمی‌شود. این درحالی است که وقتی اسم دهه ۶۰ می‌آید خیلی از طراحان صحنه با کمی تغییر لباس بازیگران و قرار دادن یک کیوسک تلفن زرد رنگ می‌خواهند آن روز‌ها را بازسازی کنند. البته از طراحی صحنه و لباس که بگذریم پیمان معادی در این فیلم کمی هم اغراق آمیز و پرتکرار ویژگی‌های اخلاقی مردم را روایت کرده. البته او می‌خواسته با این تکرار‌ تاثیر جنگ و بمباران بر عصبی شدن مردم را نشان دهد اما اشاره مکرر به آن در اواخر فیلم مخاطب را اذیت می‌کند. در مجموع بمب ریتم آرام و کندی دارد و به قول کارگردان هم سعی کرده است نوعی شاعرانگی را به مخاطب منتقل کند. اما اینکه تا چه اندازه موفق بوده یا خیر را باید در اکران عمومی از نگاه مردم و در نقدها و نظرات منتقدین دنبال کنیم.

بمب خشن نیست، بلکه دهه ۶۰ روزهای خشنی داشته است!

پس از اکران فیلم بمب؛ یک عاشقانه در کاخ رسانه‌ای جشنواره فجر در روز دوم از این جشنواره نوبت به جلسه پرسش و پاسخ این فیلم رسید که با حضور عوامل آن در پردیس ملت برگزار شد. پیمان معادی در نشست خبری فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» با تایید بر اینکه قصد داشته در فیلمش به عشق گمشده در دنیای امروز بپردازد، درباره اینکه چرا بیش از حد شعارهای مرگ بر آمریکا و انگلیس و ... در فیلم به کار برده می‌شود گفت: «از کودکی همه ما را در مدرسه سر صف نگه می‌داشتند و از اول صبح این شعارها را فریاد می‌زدیم. همه با خشونت و نفرت بزرگ شدیم که حاصل تکرار همان شعارها بود. بمب یک فیلم خشن نیست. بلکه دهه ۶۰ و روزهایی را روایت می‌کند که بیش از حد خشن بودند و روی روح و روان همه ما تاثیر منفی گذاشتند»

خبرنگار دیگری از پیمان معادی درباره اینکه با ۶ سال فاصله از فیلم اولش یعنی برف روی کاج‌ها بمب را ساخته و در این ۶ سال هم تجربه کار در سریال‌ها و فیلم‌های هالیوودی را داشته پرسید که معادی این‌طور پاسخ داد: «این ۶ سال برای من تجربه خیلی پرباری بود و در آن یاد گرفتم که چه‌طور پروژه‌های بزرگ را مدیریت کنم.» 

لیلا حاتمی و حبیب رضایی هم که زوج هنری این فیلم بودند درباره تجربه کار با پیمان معادی صحبت کردند. لیلاحاتمی از شرایط مطلوب کار در پشت صحنه گفت، شرایطی که برای او با رفاه همراه بوده و اتاق استراحت و بدل برای نورپردازی و ... داشته است. حبیب رضایی هم با این موضوع شوخی کرد و گفت: «البته من در جایگاه بانوی سینمای ایران، لیلا حاتمی، نبودم و از اتاق استراحت و ... برایم خبری نبود.» 

در ادامه پیمان معادی درباره اینکه آیا  تغییرات احتمالی برای «بمب؛ یک عاشقانه» در اکران عمومی پیش می‌آید یا نه گفت: «در اکران عمومی تغیراتی خواهیم داشت. ما این فیلم را چند ساعت قبل از اولین اکران‌مان آماده کردیم و می‌خواهیم در نسخه نهایی آن مقداری کمی از فیلم کوتاه شود.» او همچنین درباره اینکه نام فیلم در فاصله چند روز مانده به جشنواره فجر تغییر کرد اینطور توضیح داد‌:‌ «اسم فیلم را کاملا به دلخواه عوض کردم و خوشحالم برای این که نام این فیلم تغییر کرد. این اسم در امریکا به من پیشنهاد شد و هیچ فشاری برای تغییر نام این فیلم نداشتم.»

 

 

نظرات:

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.