نه واقعیت نه مجاز؛ مثل یک سوءتفاهم

هشتمین روز از جشنواره فیلم فجر در کاخ رسانه‌ای این جشنواره کار خود را در حالی ادامه داد که بازیگران و عوامل فیلم سوءتفاهم برای تماشای آن در کنار اهالی رسانه به پردیس ملت آمده بودند. سوءتفاهم فیلمی فسلفی با فیلمنامه‌ای پیچیده است که هر چه جلوتر می‌رود مرز بین واقعیت و مجاز آن نامعلوم‌تر می‌شود.

ماجرا از یک گروگان گیری برای رسیدن به پول شروع می‌شود. دختری می‌خواهد از پدر پولدارش مقدار زیادی پول بگیرد تا بتواند ایفای نقش در یک فیلم را بخرد. اما این داستان خود به فیلمی تبدیل می‌شود، رفته رفته واقعیت آن برملا می‌شود، پای پلیس به گروگان گیری ساختگی باز می‌شود و حتی یک نفر هم جان خود را از دست می‌دهد.


سوءتفاهم فیلم خوبی است به چند دلیل: اول اینکه متفاوت است. از هر داستان و فیلمنامه‌ای که در جشنواره فجر اکران شده متفاوت تر است. دوم اینکه آنچه به نمایش در می‌آید نشان می‌دهد تمام عوامل از بازیگران و کارگردان به خوبی توانسته‌اند از پس پییچدگی های فیلمنامه بربیاییند.

سومین دلیل طراحی صحنه آن توسط کیوان مقدم است. طراحی صحنه ای که پر از جزئیات است و بازی با نور در کنار این طراحی صحنه حس ترس را به مخاطب القا می کند.

سوءتفاهم فیلمی فلسفی، معمایی، ترسناک، عاشقانه و حتی طنز است. بازی اکبر عبدی، مهدی فخیم زاده، هانیه توسلی و پژمانت جمشیدی در این فیلم قابل توجه است و همین بازی ها ستاره  ای دیگر برای سوءتفاهم به همراه می آورد.

احمدرضا معتمدی با بهره از فلسفه دوران پست مدرن و به خصوص بودیار به نوشتن فیلمنامه دست زده است. در منطق بودیار مرز بین واقعیت و مجاز از بین رفته و گاهی رابطه آن دو برعکس می شود. یعنی واقعیت تقلیدی از بازنمایی گشته است. و بازنمایی ها به جای بازنمایی از واقعیت، از همدیگر تقلید می کنند. بودریار این شبکه‌ی بافته شده از بازنمایی‌های رسانه‌ها را ابرواقعیت می‌نامد و معتمدی هم برای نوشتن و کارگردانی تمام سکانس های سوءتفاهم از آن استفاده کرده است.

سازمان اوج سرمایه گذار فیلم های معناگرا!

نشست خبری فیلم سوءتفاهم با حضور کارگردان، تهیه کننده و بازیگران فیلم برگزار شد. در ابتدا جلیل شعبانی، تهیه‌کننده سوءتفاهم، درباره همکاری با سازمان اوج در فیلمش توضیح داد: «سازمان اوج تصمیم گرفته بعد از فیلم‌های جنگی سراغ فیلم‌های معناگرا و اجتماعی هم برود. پیام فیلم باعث شد ما فکر کنیم سازمان اوج می‌تواند از ما برای سوءتفاهم حمایت کند.»

در ادامه یکی از خبرنگاران حاضر در نشست از مریلا زارعی درباره سختی های  بازی در فیلمی با فیلنامه پیچیده پرسید. مریلا زارعی جواب این پرسش را به این صورت داد: «وقتی فیلمنامه را خواندم به چهار مشاورم آن را نشان دادم تا به عنوان مخاطب و منتقد آن را ارزیابی کنند. برای من هم واقعا خیلی سخت و پیچیده بود اما بحث اصلی نگاه و فلسفه فیلم است که من را ترغیب می‌کرد. موفقیت آن سوی خطر است و من تصمیم گرفتم برای این فیلم خطر کنم.»

مریلا زارعی در ادامه گفت: «بعد از فیلم درباره الی من تجربه بازی‌های گروهی مقابل دوربین را داشتم. در این فیلم هم این تجربه بی‌نظیر تکرار شد و مواجهه‌ام با آقای مهدی فخیم‌زاده بهترین انرژی را به من داد.»

هانیه توسلی هم درباره پیچیدگی‌های ایفای نقش در فیلمی که مرز بین واقعیت و مجاز به خوبی در آن مشخص نیست، گفت: «اولین دریافتم از فیلمنامه، ابتدا عدم قطعیتی بود که از آن درک کردم. اما کاراکتری که بازی کردم برایم بسیار جالب بود. اسم نداشت و اسمش در فیلم دختر بود. ویژگی‌های شخصیتی این کاراکتر برای من جذاب بود و دوست داشتم آن را بازی کنم.»

مهدی فخیم‌زاده درباره همکاری خود با احمدرضا معتمدی در این فیلم گفت: «من آخرین نفری بودم که به این گروه پیوستم. پانزده روز به پایان فیلمبرداری مانده بود با من صحبت شد. اولین چیزی که بعد از خواندن فیلمنامه توجهم را جلب کرد؛ این بود که با تمامی آثار امروز بسیار متفاوت است و درواقع شبیه فیلمنامه‌های متداول نیست. معتمدی قبل از اینکه درام‌نویس باشد؛ آدمی‌ست که دغدغه‌اش فلسفه است. ما در تاتر از اشخاصی را داریم که دغدغه‌شان چیز دیگری‌ست و تئاتر وسیله بیان‌شان است. من فکر می‌کنم آقای معتمدی دغدغه‌ای فیلسوفانه دارد و سینما را وسیله قرار داده تا به آن هدفش برسد. ما به ایشان اعتماد کردیم و مطابق آنچه می‌خواست پیش رفتیم.»

احمدرضا معتمدی در پایان گفت: «ما تلاش کردیم تا این فیلم را در ژانر معمایی و عاشقانه بسازیم. در کنار حرفه‌ای‌ترین عوامل سینما، فکر می‌کنم ما امسال رقیب فیلم‌های کمدی در فروش باشیم.»

 

 

نظرات:

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.