در اکران رسانه‌ای «دارکوب» چه گذشت؟

هشتمین روز از جشنواره فیلم فجر در کاخ رسانه ای این جشنواره با اکران دارکوب کار خود را تمام کرد. دارکوب دومین فیلمی بود که بعد از به وقت شام ابراهیم حاتمی کیا، اهالی رسانه را برای تماشای آن به صف کرد. نام کارگردان این اثر یعنی بهروز شعیبی، موضوع اجتماعی آن یعنی اعتیاد زنان و  مادران و بازیگری مهناز افشار و امین حیایی باعث شده بود تا پیش از جشنواره افراد زیادی خواهان تماشای دارکوب باشند. اما تمام این پیش زمینه ها بعد از اکران جای خود را به تشویق طولانی مدت سارا بهرامی برای ایفای نقش تکرار نشدنی اش در فیلم داد.


دارکوب داستان های موازی با دورن مایه های مشترک و پیوند مکانی را تعریف می کند. داستان دو زن که یکی در سال های پیش بخاطر اعتیاد، از طرف همسرش برای بزرگ کردن فرزند منع شده و دیگری مادر بارداری که همسرش پیش از به دنیا آمدن فرزند او را فروخته است.

هر دو این زن ها در یک خانه در جنوب تهران و در کنار تعداد دیگری زن معتاد زندگی می کنند. لوکیشنی که برجسته ترین سکانس های فیلم در آن ضبط شده و احساسی ترین و تاثیرگذارترین دیالوگ ها  بین بازیگران آن رد و بدل می شود. ساختار این خانه قدیمی و مخروبه، معاشرت زنان درگیر اعتیاد و نمایش زنانگی اعتیاد تمام آن‌چیزی است که اگر بهروز شعیبی به تنهایی به آن می پرداخت برای ارزشمندی فیلم دارکوب کافی بود.

اما قصه آن‌قدرها هم قوی نبود و کارگردان اهداف دیگری جز نمایش زندگی گروهی زنان معتاد داشت. به همین دلیل مهناز افشار و امین حیایی را در نقش یک زوج به کار می گیرد تا حرف اصلی را بگوید. بگوید که بیماری اعتیاد از مهر مادری و رنج دور ماندن از فرزند کم نمی کند. بگوید که کسی حق ندارد فرزند را از مادر معتاد بگیرد و به سرنوشتی که خود می خواهد دچارش کند و بگوید که نهادهای حمایتی و اجتماعی در چنین بزنگاه هایی وجود ندارند که ندارند.

درباره ساختار فنی دارکوب باید گفت که بهروز شعیبی همان کارگردان دهلیز و پرده نشین و کار خود را در کارگردانی خوب بلد است. شاید اگر فیلمنامه قوی تر نوشته می شد تاثیر دارکوب هم بیشتر می شد اما در حال حاضر هم نسبت به یک اثر متوسط امتیاز بیشتری می گیرد. دارکوب در پایان اکران هم با تشویق اهالی رسانه همراه شد که نشان می دهد توانسته مخاطب خود را در بین اقشار خاص پیدا کند.

 

مهسا بدبخت و بیچاره نیست، او فقط معتاد است.

نشست پرسش و پاسخ فیلم دارکوب بلافاصله پس از اکران آن در کاخ رسانه ای جشنواره فجر آغاز شد. در ابتدا سارا بهرامی که با ایفای نقش یک زن معتاد در فیلم دارکوب شانس زیادی برای دریافت سیمرغ بلورین بازیگر نقش مکمل را دارد، درباره همکاری‌اش با بهروز شعیبی گفت: «همکاری من در این فیلم از بزرگترین شانس‌های زندگی من و لطف خداست» او در ادامه درباره اینکه آیا احتمال می‌دهد برای فیلم دارکوب برنده سیمرغ بلورین نقش مکمل و یا نقش اصلی از جشنواره امسال باشد، این‌طور توضیح داد: «همین الان می‌گویم تنها چیزی که برایم اهمیت دارد این است که تمام تلاشم را برای نقشی انجام دادم که فکر می‌کردم هیچ‌وقت در زندگی‌ام تکرار نخواهد شد. من هم مثل شما نمی‌دانم از نظر داوران نقش مکمل به حساب می‌آیم یا نقش اصلی. پس اجازه دهید منتظر روز اختتامیه بمانیم.» 

در ادامه این نشست از بهروز شعیبی پرسیده شد: «سوژه اعتیاد مادر و به دنیا آوردن فرزند معتاد برای شما چه جذابیتی داشته که با وجود تکراری بودن به آن پرداخته‌اید؟ بهروز شعیبی در پاسخ به این سوال گفت: «تمام قصه‌ها و داستان‌ها بارها به تصویر کشیده شده‌اند. نگران تکراری بودن ایده اصلی نیستم. در دوره‌ای هستیم که پرداخت جای ایده را می‌گیرد. نوع نگاه و پرداخت دارکوب قرار است آن را متفاوت‌تر از دیگر فیلم‌ها کند»

 

پس از آن خبرنگاری با انتقاد به فیلم دارکوب خطاب به شعیبی گفت که این فیلم نسبت به فیلم‌های قبلی‌تان پسرفت است. شعیبی درباره این موضوع این‌گونه توضیح داد: «من هیچ ادعایی ندارم که هر فیلمم از قبلی بهتر باشد. من تمام تلاشم را می‌کنم که تجربه کنم و با این تعداد فیلم کمی که ساخته‌ام همین که میگویید دارکوب شبیه به فیلم‌های قبلی‌ام نیست خوشحالم. البته شما فیلم را دوست نداشته‌اید و من اگر بخواهم درباره جزییات فیلم صحبت کنم، با کسی صحبت می‌کنم که حداقل فیلم را دوست داشته باشد.»

 

بخش زیادی از نشست خبری هم تحت تاثیر بازی متفاوت سارا بهرامی در دارکوب بود. او  در توضیح اینکه برای رسیدن به نقش زن معتاد چه پروسه‌ای را طی کرده است، گفت: «نکته خیلی مهمی وجود دارد که اول به آن فکر کنید و بعد راجع به شرایط خانم‌های مصرف‌کننده و نمود آن در فیلم یعنی «مهسا» قضاوت کنید. مهسا بدبخت و بیچاره نیست، او فقط معتاد است. بیایید یک بار ساعت ۱۲شب به بعد بروید خیابان شوش و این داستان‌های واقعی را از نزدیک ببینید. من این اجازه را داشتم که بروم و از نزدیک ببینم. جنوب شهر تهران و زیر پل‌ها پر از «مهسا»هایی است که مادر فرزندانی با سرنوشت نامعلوم هستند. به‌خاطر این نقش وزن کم کردم، ابروهایم را تیغ زدم، دندان‌هایم را تغییر دادم و شرایط سختی را پشت سر گذاشیم.» پایان صحبت‌های اوهم  با تشویق اهالی رسانه همراه بود.  

نظرات:

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.